شوهرم تو هیچ کاری منو دخالت نمیده یه چیزی قراره بخره یا پولی دستش بیاد یا ملک و املاکی بساز و بفروش بکنه اصلا به من نمیگه با خونوادش درمیان میزاره خودشم باب میل اونا رفتار میکنه الان دارن با برادر شوهرم آپارتمان میسازن من اکثرا از زبون مادرشوهرم میشنوم خیلی ناراحت میشم اینجوری قبلا که رابطمان خوب بود خیلی جزئی میگفت ولی الان یکسال و نیمه که اختلاف داریم اصلا هیچی نمیگه بی حرمتی میکنه درحالیکه من خیلی بهش خدمت میکنم غم دنیا تو دلمه نمیدونم چرا خدا جواب کارهاشو نمیده صبر من حدی داره بخدا هیچ چی خوشحالم نمیکنه رسما افسردگی گرفتم از دستش
شوهر منم اینجوری بود ولی الان بهتر شده نذر کن به خدا توکل کن بازم بهش محبت کن و اختلافات کنار بزار عزیزم جدبش کن تو این دنیا خر کردن حرف اول و میزنه فقط سیاست
شوهر منم اینجوری بود ولی الان بهتر شده نذر کن به خدا توکل کن بازم بهش محبت کن و اختلافات کنار بزار ع ...
بخدا الان یکماه بیشتره کرونا گرفته یعنی پدرم درومده از بس بهش خدمت کردم با دوتا بچه کوچیک ولی به غریبه میکردم ارزشش بیشتر بود اصلا نمیفهمه اصلا خیلییییی نمک نشناسه
یه چیزی دیدم تو تاپیکهات راجع به جاریت منم جاریم خیلیییی زیرابمو زده پبش شوهر و خانواده شوهرم ...
اره بابا من با جاریمم درگیرم ولی من یه روز همه رو جمع کردم و تمام حرفامو زدم همه هم حق و دادن به من ولی اون افریته نمیدونم چیکار کرد که باعث شد باز شوهرم خودشو بکشه واسش تف تو شانسم