2777
2789
عنوان

سیسمونی نوزاد

1131 بازدید | 88 پست

سلام خانوما میشه برا سیسمونی خریدن کمکم کنید لباس تا چند ماهگی براش بخرم و چند دست سرهمی جوراب دار خوبه یانه ؟وان حمام بادی بخرم یا معمولی اصلا واجبه به نظرتون ؟وسایل بهداشتی مارک فیروز خوبه یا نه اگه نیست پیشنهاد دیگه چه مارکیه؟تشک بازی موزیکال خوب هست به دردش میخوره ؟گهواره بخرم یا نه راستش نمیتونم هم سرویس چوب بخرم هم تخت کنار مادر برام مقدور نیست درضمن میخواستم اول تخت پارک بخرم که تا سه سالگی بتونه استفاده کنه ولی مادرهمسرم گفت نه البته من دلیل انتخابم این بود که ماهی یکی دوبار میرم خونه پدرم و مسیر دوره گفتم چون قابله حمله بهتره البته خب قیمتشم بالاست برا همین مادر همسرم گفت نه پدرت گناه داره حالا نظر شما چیه بخدا گیج شدم

اسباب بازی نمیخوام زیاد بخرم خیلی کم صندلی غذا هم به وقتش الان زوده شاید البته  همسرم گرفت کالسکه هم به پدرم گفتم اگه توی کالسکه بند بشه میخرم وگرنه نمیخوام بهت فشار بیاد

بچه ها نظرتون درمورد آغوشی چیه خودم خیلی دوس دارم کسی راضی بوده ؟

نمیخوام به پدرم فشار بیاد سنش بالاست تازه هنوز وام جهیزیم تسویه نشده به همسرمم گوشزد میکنم بیا فشار نیاریم خدا برامون بعدا میسازه چندبرابرش رو میده بچه ها توروخدا راهنمایی کنید 

من یک زنم به زن بودنم افتخار میکنم چون به مادرم افتخارمیکردم و خواهم کرد شاید مادرم سواد نداشت ولی برای من دانشمندی بود که قلق رموز زندگی را میدانست شاید مدرک علوم ریاضی نداشت اصلا تا به حال دست به قلم نشده بود ولی عجیب در مخارج خانه تبحر داشت اصلا چه میدانست واکنش شیمیایی چیست ولی دمای پخت و زمان پخت رو به خوبی میدانست علوم عرفان راهم نگویم که هنوز تسبیحش در صندوقچه خاطراتم بوی دستانش را میدهد خیلی دوست داشت باسواد شود ولی نشد امااز نظر من علوم را به خوبی فراگرفته بود آری زن ها همین هستندگرچه الان در کنارم نیست و هرروز دلتنگش هستم ولی قول دادم من باسواد شوم ازآن سوادهایی که مادرم دوست داشت
سلام. اول اینکه انشااله خودت و نی نی سلامت باشید. فقط یه سوال ؟ خونه داری؟ یا مستاجری؟ خودت شاغلی؟

خونه داریم نه فعلا سرکار نمیرم تا سال آینده انشالله

من یک زنم به زن بودنم افتخار میکنم چون به مادرم افتخارمیکردم و خواهم کرد شاید مادرم سواد نداشت ولی برای من دانشمندی بود که قلق رموز زندگی را میدانست شاید مدرک علوم ریاضی نداشت اصلا تا به حال دست به قلم نشده بود ولی عجیب در مخارج خانه تبحر داشت اصلا چه میدانست واکنش شیمیایی چیست ولی دمای پخت و زمان پخت رو به خوبی میدانست علوم عرفان راهم نگویم که هنوز تسبیحش در صندوقچه خاطراتم بوی دستانش را میدهد خیلی دوست داشت باسواد شود ولی نشد امااز نظر من علوم را به خوبی فراگرفته بود آری زن ها همین هستندگرچه الان در کنارم نیست و هرروز دلتنگش هستم ولی قول دادم من باسواد شوم ازآن سوادهایی که مادرم دوست داشت

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

منم نمیخوام چیز زیادی بخرم چون اولا خونمون جا نداره دوما نمیخوام به خانوادم فشار بیارم فقط وسایل ضروری فقط یه کمد خریدم میخوام یه تخت پارک بخرم و سرویس کالسکه لباسم هم تیکه ای برای سایز یک و دو لباس مجلسی هم از هرکدوم یدونه بعدا اگر هر وقت خواست میرم میگیرم 

بگذار مسخره کنند چادرت را .سیاه بودنش را. چهره بدون آرایشت را.می ارزد به یک لبخند مهدی فاطمه(عج)🥲
سلام، خوش به حالت  منم دعا کن

انشالله خدا به حق همین ماه دامنتو سبز کنه توکل کن به خودش که درمان همه ی درد هاست

من یک زنم به زن بودنم افتخار میکنم چون به مادرم افتخارمیکردم و خواهم کرد شاید مادرم سواد نداشت ولی برای من دانشمندی بود که قلق رموز زندگی را میدانست شاید مدرک علوم ریاضی نداشت اصلا تا به حال دست به قلم نشده بود ولی عجیب در مخارج خانه تبحر داشت اصلا چه میدانست واکنش شیمیایی چیست ولی دمای پخت و زمان پخت رو به خوبی میدانست علوم عرفان راهم نگویم که هنوز تسبیحش در صندوقچه خاطراتم بوی دستانش را میدهد خیلی دوست داشت باسواد شود ولی نشد امااز نظر من علوم را به خوبی فراگرفته بود آری زن ها همین هستندگرچه الان در کنارم نیست و هرروز دلتنگش هستم ولی قول دادم من باسواد شوم ازآن سوادهایی که مادرم دوست داشت

خب خودت پس انداز نداری یواشکی بدی به بابات به شوهرتم نگی من میخام برای سیسمونی خودمو شوهرم بریم اسباب بازی هارو بخریم ، لباسم که یواشکی خودم به مامانم پول میدم ، وظیفش که نیست دختر به این کدبانویی و مهربونی داده جهاز داده سیسمونی هم بدن 

خخخخخخخ 

بسلامتی بچه کی بدنیا میاد؟

اواسط مرداد عزیزم

من یک زنم به زن بودنم افتخار میکنم چون به مادرم افتخارمیکردم و خواهم کرد شاید مادرم سواد نداشت ولی برای من دانشمندی بود که قلق رموز زندگی را میدانست شاید مدرک علوم ریاضی نداشت اصلا تا به حال دست به قلم نشده بود ولی عجیب در مخارج خانه تبحر داشت اصلا چه میدانست واکنش شیمیایی چیست ولی دمای پخت و زمان پخت رو به خوبی میدانست علوم عرفان راهم نگویم که هنوز تسبیحش در صندوقچه خاطراتم بوی دستانش را میدهد خیلی دوست داشت باسواد شود ولی نشد امااز نظر من علوم را به خوبی فراگرفته بود آری زن ها همین هستندگرچه الان در کنارم نیست و هرروز دلتنگش هستم ولی قول دادم من باسواد شوم ازآن سوادهایی که مادرم دوست داشت
خونه داریم نه فعلا سرکار نمیرم تا سال آینده انشالله

خدا رو شکر که خونه داری. گفتم اگه مستاجری اصلا به فکر سیسمونی نباش.

من جهیزیه اوردم پشیمونم مثل چی. برای همین اصلا اصلا سیسمونی نیاوردم. خیلی حال داد. هر چی لازم باشه تهیه می کنیم. 

حالا شما خیلی چیزای بیخودی نخر.در واقع چیزی که ازش استفاده میشه بخر. من هیچ وقت از کالسکه و اینها لازم نشد که استفاده کنم برای همین نخریدم. ماشین هم نداشتم که صندلی ماشین بخرم. 

محصولات بهداشتی هم فیروز استفاده می کنم. خیلی وقتها هم حتی فیروز نمی خرم. یه روغن گلیسرین می خرم. فقط شامپویی چیزی باشه فیروز می خرم.

از من نپرس اينقد با مامانم دعوا كردم هيچي نخريدم خيلي ام راضي ام 

لباس سرهمي تا دوماهگي خوبه 

چون گرونه زودم كوچيك ميشه 

وان حموم اصلااااا لازم نيس 

برا اب بازي بچه يه چيزي داشته باش البته برا وقتي بزرگ ميشه اگرنه ميترسه 

من تو بغلم ميشستم راحت بودم 

لباس صفر هم دو دست كامل يعني زير دكمه و مانتو شلوار براش گرفتم هر روز بااايد لباسش عوض شه چون تر ميزنه 

فيروز تا همين الان ك يكسالشه استفاده كردم عالي بوده 

ببين كدوم فصل چه سني ميافته براساس همون خريد كن كم بخر همونجا برو بخر 

خب خودت پس انداز نداری یواشکی بدی به بابات به شوهرتم نگی من میخام برای سیسمونی خودمو شوهرم بریم اسبا ...

راستش مادر ندارم همسرمم کارش بد نبود ولی باین اوضاع یکم بهم ریخت خودش میگه به بابات فشار نیاد کم بود خودم بعدا میخرم ولی خب نمیخوام چیزای بیخودی بخرم که به دردم نخوره درسته درک همسرم بالاست ولی از اینکه یواشکی بدون اجازش پول به مدرم بدم متنفرم بخوام بدم و داشته باشم خودش میگه بده

من یک زنم به زن بودنم افتخار میکنم چون به مادرم افتخارمیکردم و خواهم کرد شاید مادرم سواد نداشت ولی برای من دانشمندی بود که قلق رموز زندگی را میدانست شاید مدرک علوم ریاضی نداشت اصلا تا به حال دست به قلم نشده بود ولی عجیب در مخارج خانه تبحر داشت اصلا چه میدانست واکنش شیمیایی چیست ولی دمای پخت و زمان پخت رو به خوبی میدانست علوم عرفان راهم نگویم که هنوز تسبیحش در صندوقچه خاطراتم بوی دستانش را میدهد خیلی دوست داشت باسواد شود ولی نشد امااز نظر من علوم را به خوبی فراگرفته بود آری زن ها همین هستندگرچه الان در کنارم نیست و هرروز دلتنگش هستم ولی قول دادم من باسواد شوم ازآن سوادهایی که مادرم دوست داشت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حس ششم

avaa12222 | 25 دقیقه پیش
2834
2835
2108