2777
2789
عنوان

سلام دوستان 😍

1398 بازدید | 56 پست

سلام عشقا اول از همه واقعا شرمندتونم که دیر اومدم 😘😘😘🤔

من 6ماه خونه پدرم بودم و تو مراحل اولیه جدایی بودیم که خداروشکر شب دادگاه خانواده شوهرم اومدن و قضیه جمع شد، مشاورمون گفته بود که یه مدت خونه پدرومادراتون باشین مثل نامزدی که خداروشکر عید این حالتون تموم شد واقعا برای من یکی که سخت گذشت 

قبل از عید جهازو چیدیم و متاسفانه تو این حین مادرم به شدت سرماخورد که ما همه نگران شدیم بخاطر شرایط کرونا گفتیم خدای نکرده نکنه کرونا باشه، فک کنین تو اون اوضاع شوهرم گفت اولویت چیدن خونس که برای عید آماده باشه و یجورایی گفت که نرم پیش مادرم منم واقعا نگران بودم به سختی خودمو آروم میکردم، تا رسید به چهارشنبه سوری که مادرشوهرم زنگ زد گفت بیاین من موندم که شوهرم خیلی راحت قبول کرد چون انگار اولویتمون که چیدن خونس رو فراموش کرده بود بازم خودمو آروم کردم که چون ماشینم نداریم خیلی سخت خودمونو رسوندیم که چهارشنبه سوریه ما باید باشیم😐 خلاصه فرداش تو راه برگشت شوهرم گفت امروز برمیگردیم دوباره شب عید میایم که صبح که سال تحویله پیش خانوادش باشیم تو خیابون قاطی کردم گفتم تو به خاله بازیت برس من اگر قراره فردا برگردم میرم پیش مامانم تا اینو شنید تو خیابون ول کرد رفت سمت پل هوایی من وایسادم نگاش کردم گفتم متاسفم برات فک کرد من رفتم دوباره برگشت گفت چرا نرفتی، گفتم یا میریم خونمونو آماده میکنیم یا اگر قراره به مهمون بازی من میرم خونه مامانینا گفت تو چون یبار اومدی خونه پدرومادرم سریع میخوای بری خونه مادرت خلاصه کلی جنگ اعصاب و بالاخره برگشتیم خونمون و صبح ساعت ده رفتیم عید دیدنی خونه پدرش شبم رفتیم خونه مامان بابای من

ناراحتی بعدیمون سر این بود که یه روز که اومد گفت پول تلفن 8 تومن شده بود پرداخت کردم مگه ما تو عید به کی زنگ زدیم داشت بهم طعنه میزد گفتم من یا به تو زنگ میزنم یا به مامانم، گفت هرروز واجبه که به مامانت زنگ بزنی جا خوردم انقد ناراحت شدم که

خلاصه گفتم اوکی من دیگه زنگ نمیزنم تک میزنم به مامانم میگم شوهرم نداره پول تلفونو پرداخت کنه تو زنگ بزن خلاصه اومد ماست مالی کنه که دیگه حرف و منظورش رسونده بود☹️



میدونم براش سخته ولی واقعا برای من سختتره 

این آخر هفته هم رفتیم خونه خانواده هامون انقد بچس که چون غذای مامانش خوشمزه نشده بود و نتونست بخوره اومد خونه مامانینای منم غذا نخورد حتی سحرم پا نشد بدون سحری روزه گرفت بیچاره مامانم انقد خورد تو ذوقش سفره چیده بود اولین بار بود سحری کنار هم بودیم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وای خیلی لوسه 

خیلی عزیزم 

فک کن تو سفره افطار مامانش سوپ درست کرده بود هیچکس نخورد همه یکم تست میکردن بقیش میموند خود شوهرم دید اینطوره اصلا نریخت که بخواد تست کنه، منه بدبخت تا ته سوپمو خوردم به به و چه چهم کردم دستتون درد نکنه عجب سوپ سالمی

شامم خدایی خیلی زحمت کشیده بود زبون روزه باقالی پلو با یه عالمه گوشت ولی اصلا مزه نداشت نه گوشتش نه برنجنش هیچ مزه ای نداشت در حدی که من شب خوابیدن فک کردم کرونا گرفتم که مزه هارو نمی‌فهمم شامشم هیچکس نخورد 

خیلی عزیزم  فک کن تو سفره افطار مامانش سوپ درست کرده بود هیچکس نخورد همه یکم تست میکردن بقیش م ...

هووف بنده خدا اینجارو وهرت حق داشت ضایع شده 😂😂

تو ماه من بودی ولی سرت به ستاره هات گرم بود....💔
عجب.. چی داره ک به اخلاقای بدش می ارزه؟🤔..

همه اخلاقش که بد نیست من فقط بدارو گفتم اونایی که اذیتم میکنه

مثلا یکی دیگش اینه که پیش من مامانشو فشار میده به خودش لپ مامانشو میکشه خیلی حالم بد میشه نمیدونم چرا خیلی صحنه زننده ییه

آه آه چقدر بچه اس فقط داره لجبازی میکنه

آره فرداش که افطار رفتیم خونه مامانینای من مامانم قورمه سبزی پخته بود خداییش خیلی خوشمزه بود خود شوهرمم بارها اعتراف کرده قورمه سبزیای مامانت عالیه فک کنین یه کف گیر ریخت خیلی خیلی بی اشتها خورد سحرم بیدار نشد😐

چی کشیدی الهی😂😂😂😅😆

اخه میدونین چیش جالبه من غذاشونو میخورم که ناراحت نشن بعد میان خونه ما و من غذا درست میکنم جلو چشم من ایراد میگیرن غذاشونو به هم پاس میدن میگن با سالادت هپی نبودیم ☹️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز