ما از ترس کرونا با بچم داریم تو خونه روانی میشیم .اونوقت اقا پی خوشگذرونی و دلخوشی خودشه رفته با دوستاش مشروب خورده سردردش هم برا من اورده خدا از رو زمین ورش داره .انگار خیلی حال خوشی دارم یکمم میرینه روش .از دسته مامانمم از یطرف عصبیم بمن میگه بخاطرویروس خونه ما نیاین اونوقت الان زنگ زدم مهمون داش دیگه عمرا برم 😢
مادرشوهر منم همش تلفنی میگه یه وقت نیایید ولی همش خواهرشوهرم اینا اونجان حالا ما هم قصد نداشتیم بریم ...
حالا ما اصلا جایی نداریم نه کسی داریم نه جایی جز خونه پدریم که اونم نهایت هفته ای یبار میرفتم ک مادرم زیادی دید .مادرشوهرمم میگه بیاین ولی رعایت نمیکنن نمیریم
عزیزم اگه مامانت میگه نیا خونه ما شاید به خاطر سلامتی خودش نمیگه به خاطر شما میگه که باردارین. شوهرتونم از بیرون میاد بگید بره حموم و لباساشو ضد عفونی کنید و بندازین تو ماشین بهش بگو ماسک و دستکش استفاده کنه بیرون . مردا رو نمیشه خیلی هم تو خونه نگه داشت کلافه میشن.