سلام. من حرف بدی ننوشتم فقط درد و دل کردم نمیدونم چرا تاپیک قبلی پاک کردن دنبال راه حلم
من دختر ۲۴ سالم تبریز زندگی میکنم خونوادم بسیار مذهبی هستن حرفشون اینه که باید درس بخونی برامون کار کنی . همزمان با درس از خواهر سه سالم نگهداری می کنم خونه تمیز می کنم.
پدرم اصلن از بچه ی دختر خوشش نمیاد همیشه تحقیرمون میکنه به جرم دختر بودن فقط کتک خوردیم
و تا الان دنبال پسر دار شدنه
به فکر خونواده نیس با اینکه خیلی پولداره ولی خسیسه ماشینش پیکانه خونمونم مثل خونه های دهه۶۰
من بچگی نکردم
الانم ۲۴ سالمه دوس دارم با پسری ازدواج کنم که هم همسرم باشه هم پدرم ولی خونوادم اجازه نمیدن
نمیدونم چیکار کنم هر شب به خاطر این موضوع گریه میکنم