خاطره باحالی از خواستگاریتون دارید؟من پارسال خواستگار داشتم مامانش اول اومد که با مامانم صحبت کنه،من رو یه مبل دیگه نشسته بودم،خانومه منو نمیتونست ببینه منم از فرصت استفاده کردم تداشو درآوردم آخه داشت ....میگفت،مامانمم خندش گرفت از حرفای من خانومه هم فکر کرد حرفاش خوبه با هیجان بیشتری میخندید،،،،،،😂😐
توی این روزهایی که زندگی دشوار شده، ملاحظه همدیگه رو بکنیم✨💙
دوتا دوست بودن تو محل ما با هم عهد بسته بودن كه باجناق بشن برا همين اصراررز داشتن با من و خواهرم ازدواج كنن هر هفته مامان يكيشون ميومد ميگفت دختر بزرگ رو بدين به پسر من دختر چاقت رو بده به دوستِ پسرم
دوتا دوست بودن تو محل ما با هم عهد بسته بودن كه باجناق بشن برا همين اصراررز داشتن با من و خواهرم ازد ...
الان متاهلی؟
داشت زير لب می خوند:"كه من باد ميشم ميرم تو موهات'👱♀️..."بهش گفتم به جای اينكه واسم كنسرت برگزار كنی 🎉پاشو كمک كن اين تختو جا به جا كنيم، كمرم درد گرفت به خدا!با شيطنت باز گفت:" ای بخت سراغ من بيا، كه رخت خواب من با خيال خامم گرم نميشه" 😂❤بهش گفتم از بد شانسيت كه بختت من بودم، قيافه ی ناراحت و اخمو به خودش ميگيره و آه ميكشه، ميگه هيييی😣...كنارش ميشينم، بهش ميگم پشيمونی؟ميگه: میدونی من يه تئوری دارم، ميگم كه هر كسى توزندگيش عاشق يک نفر بايد بشه، اون آدم درست يا غلط هميشه عاشق اون آدم ميمونه، دلش به ياد اون آدم گرمه👫،چشماش👀 به خيال اون آدم گرم خواب ميشه، دستاش👐 با خيال اون آدم گرم ميمونه.حالا ببين، چقدر بايد، خوش شانس و خوشبخت باشی، كه همونی رو پيدا كنی كه اونم شب ها با خيال تو ميخوابه، روزا به عشق تو بيدار ميشه❤. چقدر بايد خوشبخت باشی كه بين اين همه آدم كسى رو پيدا كنی كه همونطور كه اون وسط ذهنت جا كرده، توام وسط قلب اون جا كنی💑...بهش گفتم: تو پيدا كردی؟گفت: من خوش حالم، تو خوشحالی؟ همين الان؟😊 گفتم: خب آره، داريم خونه ی آينده مونو🏡 ميچينيم، تو كنارمی و خوشحالم، همه حالشون خوبه...حرفمو قطع ميكنه و ميگه: پس دوتامون💑 درست انتخاب كرديم،هيچكی پيش آدم اشتباهی خوشحال نيست..❤
یه خاستگار داشتم تو خواستگاری خواهرش ایناهم اومده بودن بعد شربت اورده بودیم بخورن خواهرزادش شیش سالش بود شربتو تا اخر خورد یهو یه آاااااااارررررروغ گنده زد
یه خواستگار داشتم که پسر نیومده بود مادرشو پدرشو زنداداشش اومده بود موقع رفتن زنداداشش که قرار بود جاریم بشه پریود شده بود نمیدونست خونه رو به گند گشید بعد رفتن
انسانها به میزان حقارتشان توهین میکنند،به میزان فرهنگشان عشق میورزند،وبه میزان هویتشان به دیگران احترام میگذارند!به میزان کمبوهایشان آزارت میدهند،هرچه حقیرتر باشند، بیشتر توهین میکنند تا حقارتشان را جبران کنند،هرچه هویتشان عمیقتر باشد، محترمانهتر رفتار میکنند...به اندازهی درکشان میفهمند و به اندازهی شعورشان،به شما پاسخ میدهند
ما یبار برا یروز دو خواستگار وقت داده بودیم یکی ساعت ۱۱و یکی ۱بعدظهر این اولی دیر کرد از شانس بد ما دومی هم یساعت زود اومد اینا هر دوتاشون دونفر بودن اومدن خونه ما بهمدیگه چپ نگامیکردن بعد هرکدوم پنج دقیقه نشستن زودی بلند شدن تو راه پله بحثشون شد اونقدر من خندم گرفت بعد یکیشم زنگید فحش بارانمون کرد
لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
نمیدونم چرا اونجور شد انگاری قبل رمضان اینا بود مثلا اونام گفتن تا رمضان بیاییم اون یکی ها هم چه میدونستیم اخه یکیشون ماشینشون خراب میشه دیر میکنن یکیشونم زود میاد تا خواهرش ناهار بره خونه مادرشوهرش. گاها یجوری میشد تو یهفته نزدیک شش هفت تا خواستگار میومد و گاها ماهها خواستگار نمیومد
لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده