2777
2789
عنوان

چی باید بگم

2274 بازدید | 24 پست

بچه ها جاریم فروردین ماه به رحمت خدا رفت و چون بر اثر کرونا فوت شده بود هیچ مراسمی نداشت یعنی من و شوهرم حتی مراسم تدفین هم نرفتیم بعد هم چند بار که به برادر شوهرم زنگ‌ زدم تسلیت بگم جواب نداد ، یعنی حال روحیش خوب نبود جواب هیچ کس رو نمیداد ، حالا پنج شنبه چهلم جاریم هست و گفتن همه بریم سر مزارش ، سوالم اینه که من برادر شوهرم رو بعد از فوت همسرش اولین بار هست میبینم و چهل روزه که گذشته در اولین برخورد چی باید بهش بگم

نخندید بهم ها ، من تو تعارف کردن و تبریک و تسلیت گفتن خیلی ضعیم یعنی جمله مناسب هیچ وقت تو آستینم ندارم که بگم

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

چند سالش بوده جاریت😭

💞یه نصیحت برای شما خواهرای عزیزم : روزتونو با زیارت آل یاسین شروع کنید✨ ...زیارت آل یاسین هدیه کن به امام زمانت✨ شب میخوای بخوابی صوتشو بزار گوش کن قبل خواب🌱...صبحتُ شبتُ به یاد حضرت باش ...مهمترین گام که به امام زمانت✨ نزدیکتر بشی اینکه غفلت رو از ایمانت دور کنی و اولین نزدیکی سلام به یاره 🤍✨....💑مآدر سیدو سادات های آینده👨‍👩‍👧‍👦 ...دلم میخواد الان توی سرما کنار دریا باشم و آش دوغ محلی داغ بخورم 🌊..اما الان کِز کردم کنار بخاری زیر پتو دارم نارنگی میخورم😒😐😂..از پشت دیوار ترس هایم با من بخند..تنهایی در کابوسم میرقصد...تاریکی در شبهایم میخندد..از پشت شب های خاموشم با من بگو..گریه کن🌀..به عرضتون میروسنم که بنده یه کیجا شِمالیمه⛰️ (پروفایل خودم نیستم عزیزان)

بگو تسلیت میگم غم آخرتون باشه فلانی جای خواهرم بود🤥

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍

مثل منی😐منم بلد نیستم

فقط تسلیت بگو.بگو خدا رحمتش کنه و  ان شاالله دیگه غم نبینید 

مامان دوقلوها👧👦💕....🍁بخون🍁⬅  ........✅گمشده✅کسی ب اسم ساناز علیزاده میشناسین..دوست بچگیمه...حدودا متولد ۷۰..اگر تو اشناهاتون کسی هست.. ریپلای کنید لطفا

یعنی مثل برخوردی که با غریبه ها داریم  بگم‌ تسلیت میگم غم آخرت باشه

پس میخوای مثل غریبه ها نباش بغل کن تسلیت بگو

مگه اشنا چطور تسلیت میگن😑😑😑😑

مامان دوقلوها👧👦💕....🍁بخون🍁⬅  ........✅گمشده✅کسی ب اسم ساناز علیزاده میشناسین..دوست بچگیمه...حدودا متولد ۷۰..اگر تو اشناهاتون کسی هست.. ریپلای کنید لطفا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108