من چند ماهی تو یه ارایشگاهی کار میکردم یه خانم چهل ساله چااااااااااق ک خیلی قیافه بدی داشت اومد اونجا و گفت به مدیر اونجا ک دوستشه ک میتونه وام براش جور کنه
خلاصع هممون اسم دادیم و یه مبالغی آزمون گرفت برای حساب
میگن ک آدم با نفوذیه
اما لباس پوشیدنش یجوری بود
مثلا شال نازک مانتو بللللنداما یکم شالش تکون میخورد قشنگ خط سینه ش معلوم میشد
اینا رو میگم ک بشناسیدش
خلاصه پولا رو گرف و خبری نشد شوهرمم همش بمن پیله بود ک بهش زنگ بزن و پیگیر شو همش دعوامون میشد دیگه من خودم شماره رو دادم بهش گفتم خودت زنگ بزن شوهر منم ندادم زنگ میزنه ک پولمونو پس بده چون نزدیک ۶تومن ازمون گرفته
«شک دارم کلاهبردار باشه چون همچنان تلفن همه رو جواب میده و میگه میدن وامو »
شوهرم همیشه جلو من باهاش حرف میزنه ، میزنه رو پخش ک منم بشنوم
بعد امروزم داشت باهاش حرف میزد میگفت :فردا همو میبینیم چون عکس از خودت و خانمت باید بدی بهم و ... یه صحبت دیگه ای هم باهات داشتم ک اگر من ارایشگاه مردانه بزنم تو میتونی واسه من کار کنی
« چون شوهرم ارایشگره با یکی دیگه شریکی »
خلاصه حرفاش تموم شد شوهرم گفت باشه
بعد اون زنه گفت فدات بشم گلم قربونت خدافظ
خیییییییییلی بدم اومد ازین صمیمیت مسخرش
شوهرم خیلی عادی باهاش حرف میزد ولی اون ....