2777
2789
عنوان

شعر_ عاشقانه...مولانا ...

| مشاهده متن کامل بحث + 1952 بازدید | 36 پست
دوستت دارم ای همیشه حضور  مثل یاسی که می‌خزد تا نور  مثل نیلوفر رونده ی مست روی احساس ا ...

فوق العاده اس شعر ارسالی تون👌👌💖💖

انشالله به آرزوهای قشنگتون بزودی برسین 

دعاگوی شما هستم🌼🌷🌹

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چون نمایی آن رخ گلرنگ را از طرب در چرخ آری سنگ را بار دیگر سر برون کن از حجاب از برای عاشقان دنگ را ...

💗🌼🌷🌹

گفتم ای دل، نروی؟خار شوی، زار شوی

بر سرِ آن دار شوی بی بَر و بی بار شوی


نکند دام نهد؟خام شوی، رام شوی؟

نپَری جلد شوی،بی پر و بی بال شوی؟


نکند جام دهد؟کام دهد، ازلب خود وام دهد؟

در برت ساز زند، رقص کند،کافر و بی عار شوی؟


نکند مست شوی؟فارغ از این هست شوی؟

بعد آن کور شوی،کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟


نکُنَد دل نکَنی،دل بکَنَد،بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟

برود در بر یار دگری،صبح که بیدار شوی؟؟!


حضرت عشق مولانا


____🍃🌸🍃___

بی جهت عاشق یک پنجره ی باز شدم در هیاهوی دلم غوطه ور راز شدم کوله بار غزلم پر شده از دلهره ها باز ب ...

💗🌼🌷🌹

در ازدحام اين همه ظلمت بي عصا

چراغ را هم از من گرفته اند

اما من


ديوار به ديوار

از لمس معطر ماه

به سايه روشن خانه باز خواهم گشت

پس زنده باد اميد ....


در تکلم کورباش کلمات

چشم هاي خسته مرا از من گرفته اند


اما من

اشاره به اشاره

از حيرت بي باور شب

به تشخيص روشن روز خواهم رسيد

پس زنده باد اميد...


در تحمل بي تاب تشنگي

ميل به طعم باران را از من گرفته اند


اما من

شبنم به شبنم

از دعاي عجيب آب

به کشف بي پايان دريا رسيده ام

پس زنده باد اميد ....


در چه کنم هاي بي رفتن سفر

صبوري سندباد را از من گرفته اند


اما من

گرداب به گرداب

از شوق رسيدن به کرانه موعود

توفان هاي هزار هيولا را طي خواهم کرد

پس زنده باد اميد...


چراغ ها ، چشم ها ، کلمات

باران و کرانه را از من گرفته اند

همه چيز

همه چيز را از من گرفته اند

حتي نوميدي را


پس زنده باد اميد...


" سید علی صالحی"

🗿

💗🌼🌷🌹 در ازدحام اين همه ظلمت بي عصا چراغ را هم از من گرفته اند اما من ديوار به ديوار از ل ...

عشق تو مست و کف زنانم کرد


مستم و بیخودم چه دانم کرد


غوره بودم کنون شدم انگور


خویشتن را ترش نتانم کرد


شکرینست یار حلوایی


مشت حلوا در این دهانم کرد


تا گشاد او دکان حلوایی


خانه‌ام برد و بی‌دکانم کرد


خلق گوید چنان نمی‌باید


من نبودم چنین چنانم کرد


اولا خم شکست و سرکه بریخت


نوحه کردم که او زیانم کرد


صد خم می به جای آن یک خم


درخورم داد و شادمانم کرد


در تنور بلا و فتنه خویش


پخته و سرخ رو چو نانم کرد


چون زلیخا ز غم شدم من پیر


کرد یوسف دعا جوانم کرد


می‌پریدم ز دست او چون تیر


دست در من زد و کمانم کرد


پر کنم شکر آسمان و زمین


چون زمین بودم آسمانم کرد


از ره کهکشان گذشت دلم


زان سوی کهکشان کشانم کرد


نردبان‌ها و بام‌ها دیدم


فارغ از بام و نردبانم کرد


چون جهان پر شد از حکایت من


در جهان همچو جان نهانم کرد


چون مرا نرم یافت همچو زبان


چون زبان زود ترجمانم کرد


چون زبان متصل به دل بودم


راز دل یک به یک بیانم کرد


چون زبانم گرفت خون ریزی


همچو شمشیر در میانم کرد


بس کن ای دل که در بیان ناید


آن چه آن یار مهربانم کرد


مولانا#  


از دریا آموختم:                                                          هر که از حَدَشْ گذشت                                                       غرقش کنم...

چہ ...

       غریبــ استــ

                  نظر بہ تــــو 


چہ ...

       خوش استــ 

                     انتظار تـــو



مولانا#  

❀࿐❁💖❁࿐❀


از دریا آموختم:                                                          هر که از حَدَشْ گذشت                                                       غرقش کنم...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دعا کنین

zeinabm12345 | -40 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز