2777
2789
اصلا کسی نمیره خونشون اگه هم بریم اول تمیز میکنیم بعدغذارم خودمون میذاریم

یبار تمیز کنید بعد بش بگید مواظب باشه دیگه کثیف نکنه یا غیر مستقیم بگید دس نزنه ب غذا

غریب و تنهام 😔
اگه اون پشه ها رو میدیدی که با دست و پا اویزون و دراز میرفتن تو چشمت و زیادیشونو میدید ی وحشت میکردی ...

الهی بمیرم برات . نمیشد اون موشا رو جمع کرد ؟یعنی صاحبخونه قبلی نمی تونست این کارو بکنه ؟

یه نی نی تو راهی دارم که بی دعوت داره میاد 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

الهی بمیرم برات . نمیشد اون موشا رو جمع کرد ؟یعنی صاحبخونه قبلی نمی تونست این کارو بکنه ؟


خدانکنه عشقم⁦☺️⁩ من نمیدونم چرا اون چسبو اونجا گذاشته بودن هیچیم به ما نگفتن یا نمیذاشتن یا میگفتن گذاشتیم 

من ماه رمضون جارو برقی بدست افطار میکردم🤭هر دو دقیقه ده تا پشه میگرفتم🤦ظرفا تو سینک بعد چند ساعت توشون لجن درمیومد

یه چیز وحشتناکی

اونوقت خونه تمیز خوشگل

خدا خیلی واضح دیده میشه😊و خیلی معلومه که صدامو میشنوه😃کاش ادم باشم😀

کثیف ترین آدمی ک دیدم مرد همسایه مون بود که ازش متنفففرررم

کثیف ترین خونه هم برا زن عموم بوده 

(زن عمو جان ببخش)😁

همین الان یه نفر داره واسه داشتن تموم چیزایی که تو داری دعا میکنه...
کثیف ترین آدمی ک دیدم مرد همسایه مون بود که ازش متنفففرررم کثیف ترین خونه هم برا زن عموم بوده  ...

خخخخ نگران نباش میبخشه.میشه توضیح بدی چجوری ان در چ حد کثیفن؟

غریب و تنهام 😔
خخخخ نگران نباش میبخشه.میشه توضیح بدی چجوری ان در چ حد کثیفن؟

وای یبار رفتم خونشون انگار بمب زده بود خونشونو😣😣 صندلیهای میز ناهار خوری تو اتاق بودن روشونم پر بود از لباس چرکککک

سینگ ظرفشویش پر ازظرف کثیف 

بالکنشون پر شده بود از نون خشک و پلاستیک و......

اصلا یه وضییییی بود حال بهم زن😣😣😣😣😣😣😣😣

همین الان یه نفر داره واسه داشتن تموم چیزایی که تو داری دعا میکنه...
دیه نرو خونشون اخه تو سیییینک ؟؟؟! پاااادری  یااااران همه باهم 😭😭😭😭😭


دو بار بیشتر نرفتم . یه بار دعوتمون کردن . چون مطمئن بودم غذا رو عمه های شوهرم پختن رفتم 

یه بارم خونه خریده بودن رفتم دیدنشون که سوسکارو دیدم دیگه نرفتم . دیدن بچه اش هم نرفتم . خونه مادرشوهرش دیدمش بهش کادو دادم

شستن بچه اش هم از خواهرشوهراش شنیدم

خدایا هر لحظه تو را شکر  ممنونم بابت هدیه قشنگت    دوستای عزیز منو تو تاپیکای ختم و داستان زندگی صدا کنین . ممنونم از همتون
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بایپس

2005fatemeh | 5 دقیقه پیش
2834
2835
2108