ما سه تا خواهر هستیم با کلی دلتنگی
دلتنگی به خاطر اینکه هیچ گاه محبت پدری ندیدیم هر کدوم به خاطر اینکه از دعواها و مشکلات خونه رهایی پیدا کنیم تن به ازدواج دادیم بدون هیچ عشق علاقه یی ...ازدواج اول خودم بعد نه سال بدبختی به طلاق منجر شد و الان دوباره تن به ازدواج دادم بعد سه سال مجرد بودن دوباره ازدواج کردم همسرم خوبه ولی مشکل بزرگ پسرشون هست که خیلی لوس تربیت شده ی بچه ی 8ساله ست ولی متاسفانه ی ذهن بیمار دارن مدام به شوهرم میگن فاصله بگیره از من وقتی میبینه پدرش روی من عصبانی میشه خیلی دلشاد میشه و رسما به همسرم میگه طلاقش بده و همسرم هم وابستگی شدید به فرزندش داره.
در واقع مشکل ما سه خواهر
بی تکیه گاهی هست گاها که با هم صحبت میکنیم
تنها راه حل رو در این میبینیم که سه تا خواهر با هم زندگی کنیم چون غیر همدیگه کسی رو نداریم .