2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

حالا جواب داد ؟

    اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
یه دعا بود تو زمان دانشجویی یادمه همه هم اتاقیا نوشتیم و میخوندیم که ازدواج کنیم کوتاهم بود ولی واقع ...

همتون اونموقع ازدواج کردید ؟؟؟

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍

من که اینقدر ختم و چله برداشتم خسته شدم‌....به این نتیجه رسیدم که خدا صلاح نمی‌دونه...انشالله هر موقع صلاح بدونه خودش کارمونو راه میندازه

چه سخت است...خندان نگه‌داشتن لب‌ها در اوج گریستن قلب...و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی....
من که اینقدر ختم و چله برداشتم خسته شدم‌....به این نتیجه رسیدم که خدا صلاح نمی‌دونه...انشالله هر موق ...

دقیقا منم

عجب حلوای قندم من😁                                   عجب ماه بلندم من😁
جواب داد؟ 

من که راستش یه بار خوندم چون اصلا تو اون سن قصدم ازدواج نبود ولی واسه اونا آره

یکیشون تو همون اخرای ترم ازدواج کرد اون یکیم همین که دانشگاهش تموم شد با دوست پسرش که پزشکی میخوند ازدواج کرد فریباهم چند وقت بعدش رفت سر خونه و زندگیش از الهه چند وقتیه خبر ندارم خودمم نامزدیم و بخاطر کرونا بلاتکلیف 😊

همتون اونموقع ازدواج کردید ؟؟؟

نه عزیزم دقیقا همون موقع 

ولی واقعا هرکی به هر پسری ک دوست داشت رسید حالا نمیدونم اثر دعاهه بود یا نه چون خودم واقعا نمیخوندم اونموقع اصلا مثل اونا بفکر ازدواج نبودم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2833
2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز