من یه بار شب بود گوشیمو به حالت نگاتیو گذاشتم چندتا عکس از خونمون انداختم به جون خودم تو همشون یه زن واضح جلو دور بین بود وقتی عکسهارو با خواهرم دیدیم خواهرم از ترس غش کرد
خدایا منتظر معجزه هایت هستم دستهایم بلند سرم به اسمان
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
وای چهار ماه پیش دخترم تو اتق خواب بود نیمه شب یه دفعه جیغ میکشید ولم کن بیدارشدیم دیدیم جلودراتاقه از ترس گریه میکرد میگفت یکی پامو گرفته بود داشت میکشید منو میبرد وقتی جیغ زدم ولم کرد از ترس حتی دیگه نمستونست از جا پاشه
خدایا منتظر معجزه هایت هستم دستهایم بلند سرم به اسمان
یه خونه قدیمی پشت خونه پدرشوهرم هست...یه بار سر ظهر با شوهرم تو حیاط نشسته بودیم..رفتم بالای دیوار بیرونو نگاه کنم...دیدم یه موجود که سر بزرگ داشت وکچل بود چشمای بزرگ زرد داشت .لخت بود..از تو اون خونه قدیمی زول زده بود به من
یه صلوات واسه خانه دارشدن همه جوان ها.سلامتی همه بچه ها.پول داری همه ایرانیا