مرد همسایمون وراجه شدیدا
زنشم لاله دائم در حال دعوا با زنشه
یبار شوهرم نبود با پررویی زنگ درو زد گفت ایفون تعمیر کن اوردم اومدن داخل خونه که منم چون مامانم اینجا بود راشون دادم و شوهرمم خیلی ناراحت شد و کلی دعوام کرد که چرا راه دادی.ولی خب من تازه عروسم زیاد بلد نبودم این چیزارو.توالت فرنگی گذاشته حیاط که من به زنش گفتم اینو بردارین اوردن نایلون کشیدن روش.دیروز انقدر دعوا کردن ظهر نتونستم بخوابم.وقتاییم که خونه نباشه گریه زنش صداش میاد.خلاصه...این اقا شدیدا مشکل داره با ما که چرا به گربه های کوچه غذا میدیم.میگه گربه ها میان رو دیوار میو میکنن امروز یه لحظه منو دید که دارم غذا میدم الان همش استرس دارم که زنگ بزنه به شوهرم بگه.اخه ادم انقدر بی شرف و کثافت.شوهرمم میگه دست اینا بهانه ندیم و به گربه ها غذا نده ولی من دلم نمیاد