من بابام کشاورز گاهی اوقات خودمم کمکشون میکنم بعد من خودمم سرکارمیرم حالا ی صبح جمعه خونه م میخام ی استراحت کنم صدام زدن بیابریم سرباغ منم خسته بودم اخه شب ساعت نزدیک یازده بوداز سرکاراومدم خونه منم گیج خواب بودم
دیدم مامانم خواست بره گفت ان شالله بمیری وقتی بیام خونه جنازت ببینم خیلی ناراحت شدم اخه من بدبخت چیکارکنم 😭😭😭😭😭