2777
2789
عنوان

مادرشوهر

313 بازدید | 23 پست

بچه ها مادر شوهر من كلا ادم اذيت كني نيس 

ولي بعضي كاراش زير زيركيه 

مثلا من ١ هفته نرم خونشون ز نميزنه بيا 

ولي تا منو ببينه سريع ميگه نمياي يدونه عروسيو كلاس ميزاري به شوخي و خنده ميگه ( ما عقديم ) 

امروز كه اينو گفت من اول گفتم نه چرا ميام كه بعد شوهرم گفت نه كو نمياي كه ( شوهرم به حالت تعارف گفت) من ناراحت شدم گفتم بهش ااا مگه تو به من گفتي بيا كه نيمدم !!؟؟ بعد مادرشوهرم گفت مگه گفتن ميخواد و بايد بياي و غريبه نيسي كه !! 

بعد ازون طرف دخترش اومد با شوهرش 

بعد شام من نشسته بودم كنار شوهرم اينا پاشدن رفتن تو اتاق نيم ساعتي نبودن ! حتي نگفتن به من توام بيا اينجا اگه دوس داري 

من خيلي ناراحت شدم ازين كارشون 

البته اولين بار هم نيس 

نميدونم چجوري عكس العمل نشون بدم كه هم فكر نكنن برام مهمه هم اينكه فكر نكنن من خرم حاليم نيس كارشون

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

در كل چيزي كه ازش برداشت كردم اينه كه زيركي كار ميكنه 

مثلا بيرونيم باهم پدرشوهرم ميگه 

شوهرم ميگه بيا اون سكوت ميكنه 

بعد كه ميرسيم جلو در خونمون ميگه ا كاش لباس بر ميداشتي ميمودي !!! يعني وقتي ميگه كه كار از كار گذشته

اصلا این چیزایی که گفتی ناراحت کننده نیس

ببين كار اون مهم نيس ولي من وقتي راحت نيستم دلم نميخواد زياد برم 

مثلا سر سفره به دخترش هي غذا تعارف ميكنه 😐در حالي كه من غريبم تو اون جمع  

ولي چون پيش شوهرم اينجوري رفتار ميكنه و موذي بازي در مياره اگه من كم برم شوهرم فكر ميكنه من مشكل دارم

الان داری شوخی میکنی یا حدی این موضوع برات؟!

ببين به حرف فكر ميكني چيزي نيس 

ولي وقتي تو اون موقعيت باشي حس بدي داري 

مثلا فكر كن سر سفره غذا هي به دخترش تعارف ميكنه 

در حالي كه تو اون جمع تنها كسي كه غريبس منم !!! 

ادم احساس بدي بهش دست ميده

خب زشته کارشون‌وقتی تو‌عروس  خانواده هم هستی  پاشه یهو بره تو اتاق با ...

اوهوم 

حالا يكي از خواهرشوهرام هروقت جمع ميشن مثلا ميرن اتاق منو صدا ميكنه 

ولي اين مادرو دختره نه 

به ادم احساس بدي ميدن

اون قسمت اولش مهم نیست ولی اگه اینجوری میرن توی اتاق من باشم بعد از ده دقیقه یه ربع میرم دم در اتاقش ...

بايد اينكارو كنم واقعا 

امشب داشتيم ميوه ميخورديم هي به دخترش ميگه سيب بردار سيب بخور  

سيبش خوشمزس دخترشم هي ناز ميكنه بعد به من يه كلمه تعارف نميكنه!! 

ميخراستم بگم بهش از من ياد بگير نه تعارف ميكنن نه چيزي خودم بر مدارم ميخورم 

باز سكوت كردم

ببين به حرف فكر ميكني چيزي نيس  ولي وقتي تو اون موقعيت باشي حس بدي داري  مثلا فكر كن سر ...

ببین عزیزم چون فعلا عقدی این مسایل برات ناخوشاینده اما چهاروز دیگه بری سر خونه زندگیت خدا خدا میکنی سرشون تو کار خودشون باشه زیاد رفت امد نکن نه تنها تو تجربه خیلیا همینه ....

بعد اینکه خوب مادرو دخترن شماهم هنوز کامل وارد خونواده نشدی اونجوری صمیمیت نداری که یهو اینحوری بشن بهت بر بخوره درستع...


http://goftino.com/c/cK0TvH دوست داشتی بیا گفتگو 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز