من با خونواده همسرم زندگی نمیکنم.
ولی عروسمون معلم بود انتقالیشو نمیدادن بره شهری که داداشم سر کار بود. امد سویت کنار خونه ما
دختر داداشم میومد یه ساله بود میومد پیش ما نگهش میداشتیم مامانش استراحت کنه. هیچ وقتم تو تربیتشون دخالت نکردیم مثلا مامانش داد میزد سرش با اینکه ما دوسش داشتیم هیچ نمیگفتیم.
حالا باز من تو زندگی این خانم نیستم. هر جور خودش صلاح زندگیشو میدونع. ولی بهشت و جهنم توی همین دنیان .ادم باید جوری رفتار کنه که بعد باسه خودش همون اتفاقی رو که دوست نداره نیوفته