به نظرتون درسته ک مادر پدرا نمیزارن واس آشنایی با پسری رف بیرون
من مامانم همش گف ک نه ینی چی برین بیرون ما خونه داریم تو خونه حرف بزنین منم گفتم چشم الان نامزد ک کردم دارم رفتارای نامزدمو میبینم خیلی ناراحتم اصن با چیزی ک من میخام جور در نمیاد خیلی پسر خوبیه ها ولی من نمیتونم اینجوری من یکی رو میخام ک پرجنب و جوش باشه ولی این خیلی آروم و خجالتیه خیلی احساسیه من خودم آرومم ولی شیطون الانم هی میخان عقد و بندازن نزدیک تر من دوس ندارم من دوس داشتم با کسی دوست باشم بعد بیاد خاستگاری با عشق قبلی بیاد خاستگاری نه اینجوری دارم دیوونه میشم