من هیچی نکفتم گفتم باشه و امومش کردم ولی امشب اصلا خوابم نمیبره
اخه چرا باید تو ارامش وقتی داریم درمورد موضعات دعوا صحبت میکنیم به من بگه منم یدفعه ذیدی عصبی شدم
تو اون روی منو ندیدی و منو دلسرد نکن
چرا باید اینارو بگع
اینا تهدیده دگ درست میکم ؟
درادامه حرفاش کفته تو زن قوی هستی و قوی تر از اولای ازدواجمون شدی این کارو بازم بکن ک هیجکس نتونه ناراحتت کنه
خب چرا خودش باید به خودش احاره بده
مگ نمیکه عاشقمه
چرا باید وقتی یکیو دوس دارز عذابش بذی
مگ نمیکه جونشو برام میده مگ نمیکه بخودت اسیب نزن گریه نکن بیا منو بزن
خب من وقتی گریه نمیکنم حرف میزنم و دادو بیداد
نمیتونم دست بزارم روهمه خواسته هام که
هم گریه نکنم ک دل اقا نگیره هم سکوت کنم هم استباه بکنه؟
هیچکذومم دوس نداره
مگ من از سنگم؟!خب خودش تحملشو ببرع بالا یه گریه رو ببینه یا حرفامو تحمل کنه