2777
2789
عنوان

گاهی اوقات...

| مشاهده متن کامل بحث + 254 بازدید | 25 پست

ولی مثلا همسایه هامونو میبینم یا اطرافم آدمهایی رو میبینم خوشن و دایم کنار همدیگه هستن و با فامیل رفت و امد دارن از دور که میبینیشون خوشن ولی ادم از درون کسی خبر نداره ولی الانم آدمهایی هستن با جیزهای کوچیک شاد میشن سالهای قبل که اوضاع خوب بود می رفتیم مسافرت ادمها رو میدیدم خوش بودن یا تو همین برنامه سالی تاک بعضیا فیلم میفرستن کنار هم جشن میگیرن میرقصن خوشن یا طرف جاده چالوس می رفتیم چقدر ادمها با جیزهای کوچیک شاد بودن یا تو عروسیا یا مهمونیها من هنوزم خیلیا رو میبینم با جیزهای کوچیک شادن من اونا رو میبینم‌ میگم خوشبحالتون شوهر منم تو اوج بدبختی با کوچکترین اتفاقی یا مهمونی شاد میشه ولی من الکی به ظاهر خودمو شاد نشون میدم ته دلم اصلا هیج جیز شادم نمیکنه 

من واقعا به این رسیدم که یه روز خوب اینجوری نیس بشینی تا بیاد باید خودت تلاش کنی بیاریش  بچه ب ...


اتفاقا روزای قرنطینه رو خیلی دوست داشتم، یه فرصت بود با فراغ بال به چیزایی ک مدتها عقب افتاده بود برسم، در مورد تلاش کردنم، من همینجوری دارم تلاش میکنم، اما خستم واقعا، از اقتضائات سنم عقبم، منظورم از بچگی حال و هوای خودم نیست، اون شلوغیو همدلی اطرافیانمه، اینکه چقدر راحتتر از الان میشد اعتماد کرد، اما الان آدم ترجیح میده تو پیله خودش باشه، بخصوص وقتی هر بار تلاش کردی راه جدیدی تو زندگیت واکنی اولین چیزی که زیر سوال رفته اعتمادت بوده....منظور من دقیقا اشاره به این مدل زندگی کردنه که انگار تو یه شرایط همیشه ناپایداری، بدون هیچ دلگرمی، انگار تنهایی آدما وسعتش زیادی زیاد شده 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اتفاقا روزای قرنطینه رو خیلی دوست داشتم، یه فرصت بود با فراغ بال به چیزایی ک مدتها عقب افتاده بود بر ...

زندگی ناپایدار نبود که خسته کننده میشد تا روز بدنباشه که روز خوب معنا برات نداره

تا ادم بد نباشه ادم خوبای زندگی معلوم نبودن

 اسرار ازل را نه تو دانی و نه من                                 وین حرف معما نه تو خوانی و نه من                       هست از پس پرده گفتگوی من و تو                            چون پرده برافتد ، نه تو مانی و نه من                            📖 #ترانه_های_خیام                                              ✍🏻#صادق_هدایت

همسایه های ما همیشه چه قبل کرونا چه الان ۲ یا ۳ شب میان خونه صداشون از تو راه پله میاد خب تا ۲ یا۳ شب که بیرون نیستن حتما خونه پدرو مادر یا فامیلن . هنوزم هستن ادمهایی که مثل قدیمیا رفت و امدشون زیاده  و کنار هم خوشن من اینا رو میبینم میگم فقط منم که ارتباطم کمه همه درحال  رفت و امدن چون سالهای قبل عید می رفتیم شهرستان فامیلامون میومدن خونه مادرم میگفتن دخترا و پسرا و عروسا و دامادا و نوه ها همیشه از تهران میان خونمون . خونمون همیشه شلوغه یا همسایه مامان اینا تعطیلات که میشد قلقله بود ولی من ارتباطم خیلی کمه اعتماد کردن واسم سخته تو جمع راحت نیستم و بیشتر خودخوری میکنم چون با کوچکترین حرفی و رفتاری ناراحت میشم بخاطر همین فقط عیدا میرم شهرستان خونه بابام که تمسالم نرفتم . وقتی مردم رو میبین چقدر باهم خوشن دلم میگیره همسایه هامون یا مهمون میاد خونه شون یا خودشون میرن مهمونی روحیه شونم از من بهتره

ولی مثلا همسایه هامونو میبینم یا اطرافم آدمهایی رو میبینم خوشن و دایم کنار همدیگه هستن و با فامیل رف ...

منم زیاد ازینکارا کردم، خب البته خداروشکر بابتشون، همین خوشیهای لحظه ای نبود رسما دق میکردم، یه مسافرت کوچولو، یه جمعه رو تو طبیعت بودن، یه مهمونی ساده، ولی خب باز اونروزای پر از دغدغه برمیگرده چون اصل مشکلات سرجاشه متاسفانه 


امروز تو یه تایپیکی این جمله رو خوندم که یکی نوشته بود بعد از کلی سختی یه اتفاق خوشایند تو زندگی م افتاد و بخودم گفتم دیدی نوبت توام رسید؟؟؟ 


دلم میخواد نوبت همه مون شه زووود

ما همه دورهم بودیم داداشام بودن.بابام وخواهرم زنده بودن. الان هرکدوممون یک طرفیم .بابام که فوت کرده. ...

واقعا، الکی سرمون شلوغه

من شبا مستندای جواد قارایی رو میبینم کلی آرامش میگیرم، انگار اصلِ خوشی آدما بهمینه که کنار کسایی باشن که بجای اینهمه پیچیدگی، دارن تو اوج سادگی روزگارشونو میگذرونن

من میگم اون موقع هم شاید سختی بود الان یادمون نیست 

من سختیاشو یادمه....راستش رسوندن منظورم سخته یکمی، سختی کلا نفس زندگی دنیاست، اما آدما جنسشون با الان خیلی فرق داشت، و همینا حتی سختی کشیدنم تو اون شرایط شیرین میکرد انگار

امروز یه دوستی یه سری اسکرین شات از جواب به یه استوریو برام گذاشته بود، دخترای مجرد خیلی راحت رابطه شونو با مردای متاهل توجیه کرده بودن! زنای متاهلم رابطه شونو با دوست پسرشون! 

زشتی زمونه ما دقیقا تو همیناس که، همه چیزای غیرطبیعی طبیعی داره میشه. قطعا تو یه جامعه که باین سمت داره میره حال آدم خوب نیست، همه فقط به فکر خودشونن، برعکس قدیم مردم یکم به عاقبت و آخرت اعتقاد داشتن حداقل، دست به خیلی ازکارا نمیزدن، خیلی چیزا حرمتش سر جاش بود، کسی م همچین خبطی میکرد با افتخار براش توجیه نمیتراشید، پنهونش میکرد چون قبحش زیاد بود تو جامعه

اینا همه از قشنگیای زندگی بود، حداقل آدم یه دلگرمی داشت

همسایه های ما همیشه چه قبل کرونا چه الان ۲ یا ۳ شب میان خونه صداشون از تو راه پله میاد خب تا ۲ یا۳ ش ...


تو جمع بودن خوبیای خودشو داره، خانواده منم خیلی نسبت بهم گرمن، بجز امسال که بخاطر کرونا این شرایط پیش اومد عیدا دورهمیم، البته منم نمیتونم مرتب تو شلوغی بمونم، مثلا ۱۳روز تو شلوغی موندن بیشتر خستم میکنه، ولی خب دورهمی به حد متعادلش خوبه و لازم

در کل منظورم این نیست ک الان آدما رفت و آمد ندارن، منظورم اینه که اون دلخوشیه ته دل آدما نیست، مثلا تو فامیل میبنم یکی میبینه زندگی دخترش با شوهرش خوب نیست دلش خونه، اون یکی دخترش طلاق گرفته همینطور، فلانی پسرش سنی ازش گذشته و هنوز کارش تق و لقه و پدرو مادرشم نگران واسشون، یا واسه مجردی بچه هاشون تو سنین بالای سی سال 


خلاصه ارتباط نمیتونه این مشکلاتو بشوره و ببره، پدر مادرای الان اکثرشون با همین دغدغه ها هر روز دارن سروکله میزنن، اما هرجور حساب میکنی قدیم اینطورا نبود الان مردم با مشکلات حل نشده و آینده مبهم کلافه ن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108