من یه بار عاشق یه پسره تو دانشگاه شدم
خیلی بد عاشقش بودم
اون موقع سریال یوسف پخش می کرد
دوستم می گفت تو ذلیخایی منم شدم کاری ماما
هر جا پسررو میدیدم دنبالش راه می افتادم 😂 می خواستم منو ببینه
دوستم طفلک همش نگران من بود
اما اصلا کاری نکردم که پسره شک کنه
بعد چهار پنج ماه عشق اتشین من یه هو فروکش کرد
بدون هیچ دلیلی
شد مثل بقیه پسرا دیگه هیچ حسی نداشتم بهش