منو شوهرم تاحالا شبو بدون هم نبودیم فقط موقع زایمان خیلی وابستشم مامانمینا رفته بودن روستا (خونه دارن)دوروز پیش ماهم اومدیم موقع رفتن داداشم گفت تونرو دوسه روز بمون ازوقتی ازدواج کردی خیلی کم دیدیمتو،،،شوهرمم هیچی نمیگفت گفتم باشه میمونم و شوهرمم قبول کرد موندم،، طفلی موقع رفتن بغض کرده بود چشاش پرشد یبارم گفت بیابریم ولی موندم بخاطر داداشم خودمم از وابستگی زیادم بدم میاد گفتم بمونم ک شوهرمم جای خالیمو حس کنه،الان با خودم میگم نکنه کار اشتباهی کردم نرفتم دلم شور میزنه 😩 بیاید دلداریم بدید😭
تو یه کتاب خوندم ...ما تو این دنیا قادر به درک ثواب فرستادن صلوات نیستیم تو اون دنیا میفهمیم که چقدر با ارزش بوده....سعی کنید تا میتونین صلوات بفرستین در حال ظرف شستن،انجام کارهای خونه،پیاده روی و......هم باعث میشه فکرای ناراحت کننده نکنی هم بی نهایت ثواب داره...نیازی نیست صلوات شمار دستت بگیری و بشمری...ارادتمند همه خانومای گل نینیسایتی که تنها دوستان منن❤
کاراشتباهی کردی زنو شوهر باید پیش هم باشن چه کاریه بخاطر داداشت موندی؟؟؟ داداشت فردا زنشو ول میکنه بیاد پیش تو؟؟؟ یا باهم بمونید یاباهم برید اگه میشع ز بزن بیاد ببره