2777
2789
عنوان

خیلی دلم گرفت

107 بازدید | 5 پست

دیروز حرف از کرونا مرگ شد بعد من گفتم من که خودم بعد ۴۸روز اولین بار اومدم بیرون ولی فلانی(شوهرم)از اولین روز قرنطینه مهمونی دوستاشو ...براهه خیلی میترسم به ما بده و...بعد خواهرشوهرم گفت نگران نباشو اینا گفتم من از مرگ نمیترسم از اینکه بچم بدون مادر شه میترسم بعد شوعرم  جلو مادرش و خواهرش گفت نترس ی پرستار ماه براش میگیرم و من باز مثل احمقا ساکت موندم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

جالبه شوعرم اصلا معنی رعایت کردنو بهداشتو قرنطینه رو نمیدونه و مثل اسب داره بیرون میتازه هیچیش نمیشه ...

دقیقا مثل شوهرمنه خانوادش هم همین طورن پدرشوهر از مغازه میاد دست وصورتش نمیشوره دستی میاد دوتادخترم ماچ میکنه دخترم میگه باباجون کرونا میگه اینها همش دروغ روانی شدم از دست خانواده شوهرم

السلام علیک یا ربیع الانام و نضرة الایام                              سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگاران                               بهار۱۴۰۲
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز