[QUOTE=132937487]خواهرشوهرم گند زد تو عروسیم.اول که اومد آرایشگاه دادو بیداد که چرا صبح با داداشم اومدی آرایشگاه منو ...[/QUOباس بیخیال میبودی منم تو عروسیم خواهر شوهرمو مادرشوهرم بدترین برخورد رو کردن جلو همه مهمونا موقع رقص با مادرشوهر من باهاشون میرقصیدم ولی اونها با من نه و در نهایت با خنده کلی رقصیدم و خوش گذروندم اخرشم اونها بده شدن چ جلو مهمونای ما چ جلو مهمونهای خودشون ولی منو شوهرم کلی خوشگذروندیم شوهرم مث کوه پشتم بود
و همه میگفتن عجب عروس با ادب و سنگینیه و چقد فهمیدس ک به این حرکت زشت مادرشوهرو خواهرشوهرت اهمیت نداد تعریف از خود نباشه ها بعد عروسیم همه اومدن گفتن بهم
منم گفتم شب عروسیم بود ک تو کل عمر منو عشقم یه بار تکرار میشد دلیل نبود بخاطر بی ادبی و نادونی یگی دیگه بهترین شب زندگیمو خراب کنم بی تفاوته و بی محلی بدتر اونها رو میسوزنه وقتی ببینن میخندی میفهمن کارشون در تو هیچ اثری نداشت
و شب عروسیمو بهترین شب زندگیم میدونم چون خیییییییلی ب منو عشقم خوش گذشت و بعد کلی سختی بهم رسیدیم و رفتیم سر خونه زندگیمون😍😍😍😍😍