بچه ها من یه پسر دو سال و دو ماهه دارم.اگه تاپیک های قبلی من رو بخونید من با بدبختی تونستم دوره حاملگیمو بگذرونم و پسرم دنیا اومد
خلاصه که خیلی اذیت شدم تا حاملگیم گذشت و این دوسال هم با غریبی و دست تنها این بچه رو بزرگ کردم.
امروز من تو هال نشسته بودم و دوتا بچه های خواهرشوهرم اومده بودن مهمونی خونه ما با پسرم بازی میکردن