2777
2789
عنوان

ناراحت شدم

147 بازدید | 21 پست

بیست روز هست زایمان کردم مامانم اوایل دو سه ساعت اومد بهم سر میزد میرفت منم واقعا نمیدونستم بلند شم ولی خودم بلند شدم کارهام رو کردم الان هم امروز زنگ زدم میگم بچه خیلی گریه میکنه تنهام شوهرم دیر میاد امروز میشه بیای اینجا میگه بذار چای دم کنم بخورم اگه تونستم میام صبح هم مامان بزرگم اومده بود هی میگفت بلند شو کارهای خونه ات رو بکن بعد خاله هام موقع زایمانشون کلی استراحت میکنن مامان بزرگم میگه زایمان خاله ات سخت بود نمیتونست بلند شه در حالی که مامانم خودش دید من چندین ساعت از درد هی بیهوش میشدم ولی خوب مجبور شدم از روز اول بلند شم 

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چرا مادرت نمیمونه پیشت؟

والله نمیدونم وقتهای اومدن هم اونقدر عجله میکنه که برم خونه کار دارم آدم پشیمون میشه 

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم

ول کن عزیزم.نذار بیان.حتی اگه نزدیک هستین.الان نیاز به استراحت و ارامش داری.بیان و درکت نمیکنن و ازارت بدن و باعث حرص خوردنت بشن واستون ضرر داره.اونم تو این اوضاع که هردوتون ضعیفین

من همین یه دونه ام!
هر وقت کسی اومد پیشت خودتو بزن ب بیحالی و دراز بکش چای هم درس نکن ک درکت کنن 

ای بابا روز اول خودشون دیدن که حتی نمیدونستم بلند شم بشینیم مادر شوهرم که میاد میشینه فقط تیکه بار میکنه و از جاری تعریف میکنه مادرم هم که تو کار خونه روزهای اول کمک کرد ولی دو ساعت موند رفت بعد چند روز هم گاهی یه ساعت اینا میاد زود میده خودشم خونمون خیلی نزدیک هست الان چند روز هست غذا هم نمیتونم بپزم بچه گریه میکنه امروز مامان بزرگم میگه بلند شو غذا بپز کارهاتو بکن ولی خاله ام که یه ساله اش هست بچه اش موقع زایمان مادربزرگم اونقدر میرفت می موند کمک میکرد میگه اون فرق میکرد نمیتونست بلند شه  

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم
عزیزم حق داری ناراحت بشی.حتی اگ مادرت دلیل برا نیومدنش داشته باشه باید بهت بگه ک باعث سوتفاهم نشه

دلم اونقدر گرفت که نگو 

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم
خوب تو برو بمون خونه مادرت شاید با شوهرت راحت نباشه به خاطره همین نمیاد

بخاطر کرونا نرفتم گلم نه شوهرم که صبح تا عصر خونه نیست

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم
ازین بعد زنگ زدن بهش بگو حالم خوب نیست نمیتونم بلندشم نمیخواد بیاین حوصله میهمون داری ندارم نیازی هم ...

آره باید هین طور بگم 

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم
من زنداداشم دوقلو داشت یک ماه اونجا خواب بودم کمکش 

من اونقدر آدم هست که هیچ کدوم نمیان 

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز