سلام خانوما. واقعا نمیدونم در برابر رفتار مادرشوهرم چیکار کنم میرم خونشون وقتی وارد اشپزخونش میشم یه دست بشورم اخم میکنه نگام نمیکنه میگم برا ظرفا کمک کنم با اخم میگه نه خودم میشورم اگه کمک نکنم یه جور دیکه باد میکنه و میاد سفره را میده به پدرشوهرم میگه پاشو سفره رو بنداز . نمیدونم کار کنم یا نکنم خونشون واقعا
روزهای خوب به خاطرات خوب تبدیل میشه و روزهای بد به درسهای خوب😍
درساحل زندگی قدم میزدم،همه جا دو رد پا دیدم،جای پای من و خدا،به سخت ترین لحظات که رسیدم،فقط یک جای پادیدم،گفتم خدایا درسخت ترین شرایط مرا تنها گذاشتی،ندا امد تورا در سخت ترین شرایط به دوش کشیدم....
رفتاراش اذیتم میکنه . چند وقت پیش با خواهرشوهر یه اختلافی پیدا کردیم و چند ماه قهر بودیم الان به ظاهر اشتی کردیم ولی شوهرم دلش نمیخواد باهاشون رفت و امد کنه به منم سپرده نه زنگ بزنم نه پیام بدم. مادرشوهرم معتقده که من اتیش انداختم بین خواهر و برادر. مستقیم نمیکه ها ولی بعضی وقتا با گوشه کنایه میفهمونه.
روزهای خوب به خاطرات خوب تبدیل میشه و روزهای بد به درسهای خوب😍
خواهرشوهرمم خودشو خیلی میگیره و کم محلی میکنه . اما مادرشوهر کارای دخترشو نمیبینه فقط رو من زومه . دیشبم تولد بودیم من با خواهرشوهر خداحافظی کردم انم سرش زیر بود جواب داد سر بالا نباورد بعدش شوهرم کلی دعوام کرد که خودتو کوچک کردی
روزهای خوب به خاطرات خوب تبدیل میشه و روزهای بد به درسهای خوب😍