دختر خوب به این چیزا اصلا فکر نکن
من همسرم خیلی گرم ولی وقتی همون اول گفتم دوست دارم شب عروسیم تو خونه اتفاق بیفته قبول کرد و حتی یه بار که من حالم بد بود اون گفت نه درست بخش مهمی از زندگی ولی همه چیز نیست باور کن همون ّغل گردن و بوسه ها تو عقد خیلی شیرین تر شاید باشه
من حتی جاریم بهم خندید ولی اهمیت ندادم خیلی هم تنها بودیم یعنی اصلا هیچکس باورش نمی شد که ما حدود رعایت کردیم ( چون زیاد تنها بودیم حتی یه نفر بهم گفت حواست باشه بارداری نشی😁) یعنی فکر کن دیگه تو هرکاری کنی مردم حرف می زنند
تو این موضوع هم من به خاطر رسم و رسومات وانیستادم درست همسرمم واقعا مرد خوبی و بهش اعتماد داشتم ولی حتی مشاوره هم گفت روز اول بهم که چون یه سری قوانین به این موضوع مربوط حتما رعایت کن خدا نکرده زندگی هیچکس خب از آینده نداره مشکلی برات پیش نیاد