ببین هستیا خب؟
نمیگم نیستی
ولی نیستی
یه جوریه بودنت
سردی بی حسی
متنفری
داری تحمل میکنی
عصبی هسی
دلت نمیخاد حرف بزنی
دیگه زرد دوس نداری
دیگه نمیگی قشنگه خنده هام
بی توجهی
دیگه دوس نداری باهام بیای بیرون
دیگه حرفام برات جالب نیس
ولی سخت اصرار داری که هستی
ولی هنوز وقتی میام غر بزنم سرت جبهه میگیری
میگی چی کم گذاشتم مگه؟
هیچی دلبر همچی کامله
فقط یه سوال بی جواب دارم با این بودنت هستی که چی...؟