بابام حواسش نبود با ماشین لاکشتمو زیر گرفت لاکپشتم زیر ماشین خابیده بوده خددااااا داداششم خیلی وابستش بود از صبح بلند شده بهش نگفتیم داره گریه میکنه بابام استرس گرفته خودشم ناراحته من نرفتم ببینم ماامانم میگفت خونش پخش شده بوده رو پاهاش رفته گزاشتیمش دم در داداشم نبینه ولی یکم تکون میخورد چیکار کنیم خدایا دارم میمیرم 😭😭😭😭😭😭😭
وقتی فهمیدم باردارم خیلی خوش حال شدم مثل همه خانوما ، ولی این حس وقتی دو برابر شد که فهمیدم یه انسان از جنس خودم تو دلم دارم، مثل خودم لطیف، احساساتی، مثل همه دخترای این سرزمین مهربون، من خوش حالم که یه دختر تو دلم دارم، که وقتی به دنیا بیاد موهای طلایی رنگشو براش خرگوشی میبندم، وقتی اولین بار بهم بگه مامان همون جا میمیرم و زنده میشم وقتی اولین بار مقنعه سرش کنه و بره مدرسه من با ذوق نکاهش میکنم، وقتی یه دختر موفق تو جامعه باشه من به خودم افتخار میکنم، دلوین عزیزم، تو اومدی تو زندگیم که بشی همه چیزم، دختر داشتن حس متفاوتیه، و مامان یه دختر بودن متفاوت تر❤