20 سالگی دانشجو شدم و پرستاری میخونم هنوزم دانشجو ام الان 23 سالمه تا چندماه پیش خوشبخت بودم با وجود همه سختیا تا زمانیکه فهمیدم شوهرم دوساله بهم خیانت میکنه همه جوره برام باورکردنی نبود شبی که فهمیدم تا صبح راه رفتم و گریه کردم نمیدونم چرا سکته نکردم با اون حجم ناراحتی و عصبانیت... قول داد تکرار نکنه اما دوبار تو گوشیش دیدم پیام داده... دست بزن نداشت اما الان داره.. یک ماه پیش روز تولدم کتکم زد دیگه تو چشاش عشقی نمیبینم... کاش میشد بمیرم منو هیچکس نخواست تو دنیا💔
عزیزم میتونستی قبول نکنی رابطه جنسی رو بااون پسرانگوسنم کم بودوفلان اختیارخودتو که داشتی گلم هرچی بود تموم شده ازته دلت پشیمونی خداهم بخشیده دیگه به اینده فکر کن و براخوشبختی اون دختر دعاکن همیشه سرنماز
به کوچکی گناه نگاه نکن ؛بنگر چه کسی را نافرمانی میکنی...حسبی الله ونعم الوکیل...