جاری بزرگم پشت سرم حرف زده بود جاری کوچیکم اومده بهم گف منم ناراحت شدم ب شوهرم گفتم شوهرم زنگید ب مادرشوهرم گف خودت ی چیزی بگو من چیزی نمیگم بهشون مادرشوهرمم ب دوتاشون گف ک فلان و اینا جادی کوچیکم زنگید بهم خیلی ناراحت بود ک چرا گفتم
خدایا شکرت مراقب کنجد تو دلم باش. ایشالا دامن همه منتظرا سبز بشه به حق پنج تن😍😍😍
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
این دیگه سوال کردن داره؟شماخودتم مثل جاری هات هستی به نظرمن بیشترازهمه اول جاری کوچیکه مقصره که اومده به شماگفته دوم شمامقصری که حرف تو دهنت نمیمونه و دهن لقی