شلوغی شهر...ترافیک..جیغ ودست زدنای دخترا تو بوستان...شلوغی فروشگاه...تو صف ایستادن برای خرید ساندویچ.. سوصدای بچه ها تو مدرسه... سر وصدای وانتی اول صبح.. صف نونوایی..بدو بدو کردن برای جانماندن از خط واحد..شب نشینی ها...پیاده روی چند ساعته..... رزرو نوبت برای اصلاح... رزرو نوبت دکتری... گشتن تو پاساژا برای خرید واخرش دست خالی برگشتن (چون گرون شدن واقعا خخخخ)ایا امسال نیمه شعبان جشن میگیریم؟دلم برای زیارت مسجد مقدس جمکران تنگ شده......اینا همشون چیزایی بودن که برام اذیت کننده بودن...... حالا شدن حسررررررررت........ گاهی چ زود دیر میشود................
😂😂😂مرسییی، اما گهگداری دلم واقعا یه کار مهم میخاس، البته الانشم از شنبه تا دوشنبه تا ۴ دانشگاهیم ...
خوبه باز تو یه قلبی داری! باورت میشه من کم کم حس میکنم اونم ندارم ک دلم برای کسی تنگ شه و بخوام کسیو ببینم ...واقعا حالم از این بی حس بودنا به هم میخوره!
خوبه باز تو یه قلبی داری! باورت میشه من کم کم حس میکنم اونم ندارم ک دلم برای کسی تنگ شه و بخوام کسیو ...
چرا مگه چی شده؟ همش از خستگی میاد به نظرت؟ میدونی من تو دانشکده خییلی از توجه های به جا و بی جا خسته میشم، دلم چن تا رفیق باحال دیوونه میخاد که حسودم نباشن از حسادت بدم میاد