خونه پدرشوهرم هستیم ،ازبس که پر توقع اندحالا بماند
برادرشوهر بی تربیتم رفته خونمون بدون اجازه ما،رفته اتاق ما سر لباسای شوهرم پوشیده حالا تماس تصویری میگیره حالم ازش بهم میخوره،خیلی ریلکس داره صحبت میکنه ،شوهرم لباسشوتنش دید دود از گوشاش زد بیرون ،خواست حرف بزنه که پدرشوهرم اشاره کرد بعدش گفت داداشته و اینا مجرده😞اشکال نداره و اینا 😞یه جوری که اونا آزمون طلب کارن ،منم همچین چشم غره ای رفتم از اون وقت تا حالا من باهاشون یخ یخم حالیشونه شده چپ و راست تیکه میپرونن ،متنفرم ازشون
البته بگم خونمون راهش دوره