من یه دوستی دارم داداشش توی بیمارستان توی بخش کرونا پزشک هست خودشم قبلا میگفت فلان اشنام کرونا گرفت دیروز تولدش بود دوست مشترکمون زنگ زد گفت بیا خونه ما تولد فلانیه میخوایمم براش تولد بگریم خودمونیم فقط یعنی ۳ یا ۴ نفر بودن منم گفتم که من میترسم به علت کرونا گفت نه شوخی کرده باهات انجوری نیست و فلان من گفتم نه نمیتونم و نرفتم شب دیدم پی ام داد کلی حرف بارم کرد که تو خودت هر شب بیرونی حالا من بیچاره یه بار رفتم با ماشین یه دوری زدم یه بار رفتم توی هوا ازاد قدم زدم همین کلی بدو بیرا گفت و قهر. کرد صبح به همون دوستمون که تولدش بود پی ام دادم منطقی براش توضیح دادم که عزیرم الان زمان دیدن هم نیست اوضاع خرابه اونم گفت درک میکنم تا دوست مشترکمون پی ام ها رو دیده و با دوستم قهر کرده گفته تو واسه چی بهش گفتی ازش ناراحت نیستی. من واسه تو ناراحت شذم که نیومد تولدت تو منو خار کردی اقا اینجا حق با منه یا ایشون ؟اخه من هم ترسیدم واقعا به خاطر کرونا هم فکر کردم اصلا الان موقع تولد نیست