2777
2789
عنوان

داستان گذشته

543 بازدید | 19 پست

وقتی به دنیا اومده بودم خالم اینا میان به دیدنم یه انگشتر میارن واسم شوهرخالم به شوخی میگه این عروس من شد پسرخالم الان 24سالشه تا وقتی که من عروسی کنم میگفت نامزد منی تو هی میخواست منو اذیت کنه.. ولی وقتی شوهرم اومده بود خواستگاری رفته بود به داییم گفته بود شما بگین بدنش به من مامانم اون موقع به شوهرم گفت که چیزی نیست اگه یه وقت شنیدی این حرفا مال گذشتش. حالا شوهرم انقدر از پسرخالم بدش میاد امروزم چون راه خالم دوره اومده بود خونه ی مامان بزرگم ماهم رفته بودیم اونجا شوهرم عصر اومد دنبالم میگه چرا خالت اونجا بود تو رفتی اونجا نمیدونم حالا چی بگم بهش تا دعوا نکنیم چیکارکنم 😔 درضمن من خیلی از پسرخالم بدم میومد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

  وا منم فک کردم داری داستان تعریف می کنی 

مردم 2000دوست پسر دارن بعدم ازدواج می کنن هیچی نمی شه اون وقت شوهر اکبند تو با یه قضیه خنده دار اینجوری می کنه بهش بگو اگه نی فهمیدم سطح فرهنگت اینقدر پایینه همون اول دردت می کردم

💕💕💕💞 توکل به خدا 💞💕💕💕
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز