2777
2789
عنوان

دیگه خسته شدم 😣😣

116 بازدید | 4 پست

همش استرس شوهرم اونجور که باید رعایت نمیکنه همش میره طبقه ی پایین خونه ی مامانش امروز عصرم من خواب بودم خواهرش ز زده دعوت کرده شام اگه خودم بیدار بودم میگفتم نمیایم آخه الان وقت مهمونی گرفتنه بت شوهرمم دعوام شد گفت باید بریم زشته نریم به خدا از لحاظ روحی داغون شدم خسته ام حالا مادر خودشون کلا سیستم ایمنی ش ضعیفه خدا نکنه چیزیش بشه ولی کیه که بفهمه از یه طرفم تقریبا یه ماهه پریودم نمیدونم از استرسه از چیه اعصابم داغونه چی کنم آخه وقتیم میگم میگن زیاد سخت نگیر😥

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ما الان یک ماه تو خونه نشستیم و جایی ام نرفتیم ،بیشتر به فکر خودمون هستیم ها ،امشب هم به شوهرم گفتم با این وضعیت یکماه دیگه که میخوام زایمان کنم ،باز هم بگو کسی نیاد ،ایشون هم استقبال کرد ،آدم در درجه اول باید به فکر خودش باشه

خدایا خودت مواظب بچه هام باش ...شکرت
چقدر بی ملاحضه، هستن یکسری افراد ،الان مهمونی گرفتن و مسافرت رفتن و دید و بازدید خیلی واجبه. 

بعضی اوقات با خودم میگم اینا باید یکی شون بگیرن تا بفهمن بعد میگم خدایا غلط کردم ولی خیلی فشار رومه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108