همش استرس شوهرم اونجور که باید رعایت نمیکنه همش میره طبقه ی پایین خونه ی مامانش امروز عصرم من خواب بودم خواهرش ز زده دعوت کرده شام اگه خودم بیدار بودم میگفتم نمیایم آخه الان وقت مهمونی گرفتنه بت شوهرمم دعوام شد گفت باید بریم زشته نریم به خدا از لحاظ روحی داغون شدم خسته ام حالا مادر خودشون کلا سیستم ایمنی ش ضعیفه خدا نکنه چیزیش بشه ولی کیه که بفهمه از یه طرفم تقریبا یه ماهه پریودم نمیدونم از استرسه از چیه اعصابم داغونه چی کنم آخه وقتیم میگم میگن زیاد سخت نگیر😥