خسته شدم از بس هر روز شوهرم میگه بریم خونه مامانم اینا خسته شدم از حرفاشون،اگه یه روز نریم اونجا بهشون بر میخوره گناه من چیه که توی این شهر غریبم و چون کسی رو ندارم و زیاد جایی نمیرم به خودش اجازه میده سر زده بیاد خونم؟؟ فردا پدر شوهرم برای دو هفته میره ماموریت...بد بختی های من شروع میشه :(