2777
2789
عنوان

تغییر ساعت پخش سریال ستایش

| مشاهده متن کامل بحث + 1418 بازدید | 48 پست
بعدشم ستایش گفت شرعا مشکل داره و حشمت گفت خوب شد این شرع تو بابات اینجا به درد ما خورد و منو به پسرم رسوند! نوچچچ من اجازه نمیدم!!! بعد دیگه ستایش رفت و حشمت اومد نزدیک محمد و عشقولانه شد ولی محمد یهو عین روانی ها رم کرد و ترسید و مثل خل و چلا حرف زد و رفت بیرون توی پارک و خیابونا چرخید
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین   
خلاصه اون دختره نازگل هم دوق مررررررگ داشت گیفت های عقدشو با دختر همسایه عاطفه درست میکرد. از اون طرف ستایش به شوهر عاطفه میگفت میخوام عقد و عقب بندازم و از طریق دادگاه حکم عقد دخترمو بگیرم
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین   

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یهو شوهر عاطفه هم گذاشت تو کاسه ش! گفت بری که چی بگی؟ فامیلی دخترت چیه؟ فامیلی پدرش چیه؟ حشمت کیه؟ بری چی بگی؟ این عقد باید تا اطلاع ثانوی عقب بیوفته تا تکلیف جرم شما روشن بشه! واسه شما پرونده میشه چون 20 سال تمام یک جرم رو تکرار کردید! من براتون وکیل میگیرم دوستم آقای فلانی. تا اول تکلیف جعل شما مشخص بشه.
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین   
بعد ستایش هم گفت که محسن که بیاد باید باهاش حرف بزنم. میره پیش دخترش باز از این ادا اصولا در میاره که حال آدم بهم میخوره میگه. میگه نازگل محسن کجاس؟ اونم ذوق مرگ میگه رفته آینه شمدون بگیره الان میرسه. بعد محسن میاد این آقا محسن آقا محسن گویان میره کمکش که وای چقدر قشنگههههههه وای چقدر نازههههههههه وای محسن آی محسن
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین   
خلاصه محسن میاد و ستایش میگه باید با هم حرف بزنیم. بعد نازگل سرتق میمونه میگه خب منم هستم دیگه ستایش هم یه نگاه بهش میندازه که یعنی از رو برووو. بعد نازگل هم خیلی بی مزه میگه آها از اون حرفای داماد و مادر زنیه دیگههه هه هه هه هه
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین   
ستایشم به محسن میگه باید عقد و عقب بندازیم. آقا اینو میگه و دیگه محسن اون محسن با شخصیت استاد دانشگاه نیس کهههههههه کم مونده بود ستایش و بخورهههه. شروع میکنه خانووووم ما فردا عقدمونهههه فلانهه بسانههه. ستایشم میگه یسری چیزایی پیش اومده که باید عقد عقب بیوفته.مثلا اینکه نازگل فاطمه رودباری نیست! شما نازگل و دوس داری؟؟؟ محسنم میگه الان وقت این سوالاست؟ ما فردا عقدمونه بعد شما میگی دوس داری ثنا خانوم؟ ستایش هم میگه منم ثنا نیستم و... داماد در کپ شدید ! تموم میشششششششششششششه
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین   
شیده جون واو جا ننداخته بودی خودت فیلمنامه رو نوشته بودی؟
اگه آرزوهاتو بنویسی و بذاری رو شونه هام میرم اون دور دورا . اونقدر میرم و میرم تا برسونمش به دست برآورده کننده آرزوها ......اونوقت لبخند شادمانه تو بهترین هدیه تمام عمرم میشه.... ای کاش بشه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بدبختی

nato | 4 ثانیه پیش

فیلر بینی

n_z_r | 44 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز