یه روز که تپکافه نشسته بودیم بعد لک سال ونیم من تازه یادم اغتاد بپرسم خونهذشما کجاست اونم گغت شهرک ولیعصر من درسته بچچهذتهرانم ولی اصلا تهران درست حسابی نمیشناسم حرف خونه رو کشید جلو گفت تو میدونی چند سال دیگه قرار خیابون پشتی خراب بشهذبشه اتوبان امام علی گفتم خوب گفت هیچی این خونه شما حداقال میشه سیصد ملیون من خندم گرفت گفتم اون خونه که مال مامانک به نن چه ارتباطی داره گفتذنهذتو باید زرنگ باشی یهذکاری کنی خونه برسه به تو