میشه ساعت ها نوشت از تجربیاتی که آدم دوست داشته ببینه اگر مادر داشت، اون تجربه چه شکلی بود. اما اینا بنظر من شخصیه و برای هر شخص دیگهای اون معنا رو نمیده و قابل لمس نیست. اما مادر اونیه که من هر وقت یادش میفتم و میخام چند قطره اشک بریزم برای اون حس خالیش تو قلبم این آهنگ از گروه آرین رو فقط گوش میکنم:
شب بود و ستـاره توی کهکشون
غم بود و نگاهی رو به آسمون
با چشم خسته
قلبی شکسته
باز پر شده قلبش از گلایه ها
باز میگه غماشو با سـتاره ها
طاقت نداره چشم انتظاره
شبای با هم بودن گذشت
هرکسی رفت دیگه برنگشت
سـتاره آی ستـاره از اوج آسمونا
بگو تا بشنون نامهربونا
چرا باید بمونن حالا تنهای تنها
اونا که بودن عمری همدم ما
شب بود و ستاره توی کهکشون
غم بود و نگاهی رو به آسمون
با چشم خسته قلبی شکسته
باز پر شده قلبش از گلایه ها...
خیلی حرف زدم اما این متن رو تقدیم میکنم به همه مادرا، کسایی که اگر نباشن باز هم هستن. و آرزو میکنم اگر یروزی من صاحب بچه شدم بچم دوتا مادر داشته باشه!!!