تخسی بازی نداشتم یکم مغرور بودم جلوی پسرا 😂 یه بار یه پسره بود خیلی تخس بود منم نگاش کردم گفتم اگه گوز اعتماد به نفس تورو داشت امپراطور بادها بود همون موقعه یه بیشعوری اومد پاشو گذاشت جلوی پام با سر خورم زمین دیگه جلوی اون پسره افتابی نشودم 😐
دبیرستانم که تازه وارد شده بودم یه هفته بعدش ما ورزش داشتیم من خیلی عشق رقصم اهنگ بیاد هرجا من وسطم داشتم لباس میپوشیدم شرتکمو پوشیدم لباسمو در اوردم تا تیرشک بپوشم یکی از سال سومیا اسپیکر اورده بود صدا اهنگ اومد منم با سوتین وسط شروع کردم به رقصیدن سوژه شدمم سال سومیا دیگه میشناختنم 😐