2777
2789
عنوان

کیا با جن و روح در ارتباطن؟

| مشاهده متن کامل بحث + 9788 بازدید | 436 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

روزی داشتم بامامانم اسباب جم میکردیم وسایل سمتون پرتاب میشد منومامانم نگاه همدیگه میکردیم نمیدونستیم بترسیم یابخندیم روزای اخر پسرم تازه راه افتاده بود میومد جلودراتاق یهو ازته دل جیغ میزد وگریه میکرد وچشمش همش تواتاق بود هیچوقت یادم نمیره بازهست حال ندارم تایپ کنم

کاربرقدیمی هستم بنا به دلایلی که خودشون میدونن ومن نمیدونم کاربری قبلیمو حذف کردن😒😒😒😒

یکی از دوستام‌میگفت یه مدت خواهرش هر کار میکرده و هرجا میرفته یا با هرکس تلفنی صحبت میکرده ، شوهرش میفهمیده... خلاصه نگو شوهرخواهره موکل گرفته بوده یا با اجنه ارتباط برقرار کرده بوده که براش خبر میبردن و کاراشو راست و ریس میکردن!! یه چندوقت بعد یه بار که شوهرش خ‌اب بوده میبینه که داره تو خواب ناله میکنه بیدارش میکنه میگه خواب میدیدی؟؟ میگه نه کمرم درد میکنه، لباسشو میزنه بالا میبینه جای چنگ و ناخنه رو کمرشه، نگو اذیتش میکردن، خلاصه که دنبال این چیزا نرید اخر و عاقبت نداره

خبر دارى كه شهرى روى لبخند تو شاعر شد؟چرا اينگونه، كافرگونه، بى رحمانه ميخندى...؟!🌹🥀
اره چون ۳ماه پیش برای همسرم ازش خریدم 

ببخشید من دقیقا نفهمیدم این سنگ برات توی خواب چکار می کنه 

میشه توضیح بدی؟

خرّم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست               به هوای سر کویش پرو بالی بزنم            ❤                               الهی شکرگزار این زندگی هستم که به من بخشیدی؛ به خاطر همه چیزش:تو را شکر بابت آدم‌هایی که معلم من بوده‌اند.❤تو را شکر بابت درس‌هایی که زندگی به من ارزانی داشته‌اند.❤تو را شکر برای عشقی که می‌گیرم، می‌بخشم و می‌پراکنم. ❤                              ( تایپ کردم گلبهارجون بعد دیدم  "ر" جا افتاده)😮
یکی از زنای فامیل توخونه اش جن مرد هست میگه عاشقش شده نمیزاره بره پیش شوهرش و شوهرشو نسبت به زنه سرد ...

شوهر منم خیلی اذیت میکنن گاهی اوقات با فریادای بلند از خواب بیدار میشه دیگه ام خوابش نمیبره نمیدونم دلیلش چیه ،میگه همزاد دارم ،اما من تابحال ندیدم

در تاریخ/۹۹/۹/۹بهترین اتفاق زندگیم افتاد♥️
بچها داستان جن بگینا این سنگ موکل و اینا چیه😑😐 وای یکم ترسناکش کنید زهره ترک شیم همینجوری ...

شوهر خاله م وقتی نوجوون بوده چوپانی می کرده...بعد گوسفندارو برده نزدیک کوه شون صدای ساز و دهل و کل کشیدم میومده...اینم میره از کوه بالا و پشت یه سنگ قایم میشه

گفت عروسیشون بوده همه از دم لخت بودن

زناشون موهای قرمز و یاه و سفید و بند...

بعد رئیسشون چنتا از جنا رو صدا زده و گفته برین فلانی(شوهر خاله م) رو بیارین باهامون برقصه پشت اون سنگ قایم شده...اینم پا به فرار گذاشته هرچی می گفتن کارت نداریم بیا تو جشنمون شرکت کن این پشت سرشم نگاه نکرده

قول میدم تو سال جدید کمتر عصبی بشم😫 قول میدم بیشتر درس بخونم...قول میدم قبل حرف زدن فکر کنم...قول میدم با کسی بحث نکنم...قوووول میدم😚😊😃😉❤💙🌷۲۹ اسفند ۹۸

عموی همسرم میگه جوون بودم چوپان بود جنه ها اونو میبردن توی عالم خودشون باهاشون کنار ی رودخونه با کلی جن که روی ی میز منبت کاری خیلی مجلل غذا میخوردن زوج مینشستن براشون نی میزده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز