ما ک اب میزدیم بره ولی کلا همیشه مامانم اینا مشکل مالی دارن ک راحت کارشون پیش نمیره
تو کارمون گره هست
تومجردی برام یه خاستگار اومد ک ارگز اقوام بود همه فکر میکردن من قبول میکنم
فردای شب خاستگاری برام اش اوردن دونفر
اشی ک من دوست داشتم ک حتما بخورم
منم از دوتاش خوردم😶
نگو طلسم بوده
تا چند وقت عصبی بودم گریه مکردم خاستگار رد مکردم بدون دللیل
حتی از کارم خسته شدم اخر اومدم بیرون
مامانم رفت پیش یکی گفت چیز خور شده
دعا بهم داد بهتر شدم