بچه ها من دوساله عقد کردم.قبلا با یکی دوس بودم که قسمت نشد به هم برسیم.ینی پسره علاقه خاصی به من نداشت.البته من اونجوری حس میکردم.الان که ازدواج کردم هر شب خابشو میبینم که میادو باهام ازدواج میکنه.درحالی که من اصلا بهش فکرم نمیکنم.این موضوع باعث شده بیشتر یاد گذشته م بیوفتم.نمیدونم چیکار کنم.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.