2777
2789
عنوان

همسایه پایینی

| مشاهده متن کامل بحث + 366 بازدید | 27 پست

آخه میدونی اون خانمم گناه داره بچه هاشو تو خونه قرنطینه کرده مجبوره یجور سرشونو گرم کنه طفلیا افسرده نشن. مام همینطوریم چه میشه کرد جز صبر. باز همسایه شما با بچه هاش سروصدا میکنه برا ما از وقتی تعطیل شده هرروز مهمونی میگیره سقف رو انگار شخم میزنن. باید بیخیال باشیم ایمنی مون پایین نیاد 

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ما هم بچه داریم عزیزم حوصله بچه ما هم سر میره دیگه تو اتاق خواب نمیشه بپریم هوا بکوبیم زمین جیغ بزنی ...

خب اسمش روشه دیگه بچههه.حالا شما ب زور بچتو اروم میکنی کاری ندارم چون بچه باید بچگی کنه.اینروزا هم ک نه مدرسه میرن نه بیرون دیگه بدتر حوصلشون سر میره چاره ای نیست باید تحمل کرد.

والا دوبار با پا کوبیدم عین خیالشون نبود

مال شما از زیره.مال ما هم از بغل و هم از پشت بومه. کبوتر آورده همسایمون هزار بار بهش گفتیم بر دارید صداش ما رو کلافه می‌کنه اصلااااا توجه نمیکنه تازه بیشترش هم کرده.

آخه میدونی اون خانمم گناه داره بچه هاشو تو خونه قرنطینه کرده مجبوره یجور سرشونو گرم کنه طفلیا افسرده ...

عزیزم ما هم بچه داریم بچه ما ادم نیست؟ادم باید رعایت بقیه هم بکنه دیگه

بی خیال باش.ما که خونه ویلایی داریم هم همسایه کناری تا 12 شب بنایی می کنه و پُتک می زنه😕😕😕

نی نی سایتی ها خیلی دوست تون دارم.خیلی از تنهایی هام پر کردین.واسه همه تون دعا می کنم🌹🌹🌹🌹
عزیزم ما هم بچه داریم بچه ما ادم نیست؟ادم باید رعایت بقیه هم بکنه دیگه

باور کن منم گاهی گریم میگیره وقتی آدم خودش نفهمه دیگران نمیتونن فهمش رو بالا ببرن

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
بی خیال باش.ما که خونه ویلایی داریم هم همسایه کناری تا 12 شب بنایی می کنه و پُتک می زنه😕😕😕

نمیشه بیخیال بود  من بعد از ظهر چرت نزنم سر درد میگیرم😭الانم ساکت شدن فقط سر ظهر اینکارو میکنن 

باور کن منم گاهی گریم میگیره وقتی آدم خودش نفهمه دیگران نمیتونن فهمش رو بالا ببرن

مثلا تحصیل کرده هستن زنو شوهر خیلی هم ادعاشون میشه .خیلی بی شخصیتن خیلی

اخه عصر هم معمولا استراحت میکنن دیگه 

والا بستگی داره. ما ساعت کاری هامون صبح تا عصره. ولی طوری که متداول هست شب برای خوابیدن هست. خواب عصر رو شاید یه خواب اضافه بدونن. منم بچه بودم ظهر ها مارو به زور میخوابوندن که سر و صدا نکنیم. 

والا بستگی داره. ما ساعت کاری هامون صبح تا عصره. ولی طوری که متداول هست شب برای خوابیدن هست. خواب عص ...

به هر حال ادم تو خونه نیاز به ارامش داره فرقی نمیکنه کی باشه تو اپارتمان خیلی بذه که اینطور سرو صدا میکنن انگار دارن تو کوچه بازی میکنن واقعا نمیدونم چی رو‌کجا میکوبن که زمین میلرزه ادم هر لحظه فکر میکنه زیرش الان خالی میشه

به هر حال ادم تو خونه نیاز به ارامش داره فرقی نمیکنه کی باشه تو اپارتمان خیلی بذه که اینطور سرو صدا ...

بله متاسفانه زندگی آپارتمانی این مشکلات رو داره. من خودم خییییلی بی سرو صدا هستم اما همسایه پایینی افتضاح بود. خلاصه یه بار با دعوا  اینا قرار شد که از ده به بعد صرو صدا نکنه. چون یه بار تا 5 صبح مهمونی داشتن. اما هنوز من که میرسم خونه حدود 6 تا 8 یا 9 شب خیلی سرو صدا داره. من صدای تلویزیون رو زیاد میکنم که صدای موزیک اینا نره رو اعصابم. اما دیگه 10 به بعد صدایی نیست. قبلش رو من چیزی نمیگم دیگه. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792