2777
2789
عنوان

قطع رابطه

194 بازدید | 12 پست

با شوهرم دعوام شد تو دعوا فهمیدم که شوهرم منو نمی‌خواسته بعد از ۶ سال

بعد منم از خونم زدم بیرون اومدم خونه پدرم 

الان آقا داره تهدیدم می‌کنه قطع رابطه با خانواده خودت مگر خودم صلاح بدونم که بری یا نه

من چی کار کنم؟

یک هفته که فقط کارم شده گریه هر شب دکتر میاد بالا سرم 

فشارم می‌ره بالا اصلا حالم خوب نیست

بچم چی کار کنم بخاطر بچم حاضرم بمیرم از این زندگی بیزار شدم

خواهش میکنم راهنماییم کنید چطوری میتونم برای زندگیم چاره ای پیدا کنم

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

خب میگی که نمیخواسته😐شاید الان بخواد وگرنه ادم کسو که نمیخوادش چجوری میتونه ۶سال تحمل کنه حالا بچه دارم بشن مطمئن باش الان میخوادت فقط الان عصبیه 😶😐

😐نمیدونم 😐
شماها کی هستین واقعا،،بعد ۶ سال متوجه شدی نمیخوادتت؟؟؟

وقتی اون قدر تو زندگیم گذشت کردم و بخشیدم اما بخاطر کاری که گناهی توش نداشتم متهم شدم و ایستادگی کردم شد منجر به اعتراف اون

اگه نمی خواستت که نمی گرفتت یاازت بچه دارنمیشد احتمالاتودعوایه حرفی زده

نه مامانش تأیید کرد که دوستش داشته اما دیر بهش رسیده و من متاسفانه خیلی شبیه به اون خانم هستم چون اون قدر گشتم که شبیه به اون پیدا کنن

تو دعوا حلوا خیرات نمیکنن منم چند روز مونده ب عروسی خواهرم دعوا کردیم همش خودش مقصر بود چون جلو بابا و مامانش دعوا شد و اونا دیدن من چیزی نمیگم پشتم در اومدن.منو گداشت خونه بابام منم هیچ زنگش نزدم اواین بار سفت بودم...اومد دنبالم گفت دلم برا بچه تنگ شده پاسو بریم منم رفتم گفت نمیذارمت بری عروسی و ....گفتم مهم نیس...فرداش وقتی دید من عین خیالم نیس بردم خونه بابام اینا گفت دلم نمیاد نذارم بری

دلبند مادر،فرزند عزیزی که هیچوقت ندیدمت،دلم برای حس دوباره ات تنگ است،چقدر ذوق داشتم از آمدنت و با تو خو گرفته بودم....دیگران مرا به نبودنت دلداری میدهند،اما نمی دانند نمیشود فراموش کرد کسی ک قرار بود روزی تمام سهم تو از این زندگی شود و دیگر نیس،به چه امیدی بدون تو ادامه دهم،شاید برای بقیه چیزی جز یک تکه گوشت بی جان نبودی اما برای من دنیایم شده بودی،کم کم داشتی صاحب اسم میشدی بهار عمرم،دلم تنگ است برای حس داشتنت برای دوباره دوست داشتنت،دوباره به آغوشم برگرد که نبودنت درد است و این درد توان من را کم کرده......."نوزاد رنگین کمان"منتظرتم
تو دعوا حلوا خیرات نمیکنن منم چند روز مونده ب عروسی خواهرم دعوا کردیم همش خودش مقصر بود چون جلو بابا ...

شوهرم منو اصلا دوست نداره اینو مطمن هستم و گرنه کسی که همسرش دو ست داشته باشه هم بچش براشون جونشم میده شوهرم همیشه دوست داره من خودم خورد کنم که همیشه موفق بوده

شوهرم منو اصلا دوست نداره اینو مطمن هستم و گرنه کسی که همسرش دو ست داشته باشه هم بچش براشون جونشم می ...


اگه دوست نداشته ۶سال باهات نمیموند.مردا بیان احساساتشون متفاوته.الان با فشار اقتصادی و جو متشنجی ک حاکمه خیلی بایدهوای دلشون رو داشته باشیم.باور کن عاشقته

دلبند مادر،فرزند عزیزی که هیچوقت ندیدمت،دلم برای حس دوباره ات تنگ است،چقدر ذوق داشتم از آمدنت و با تو خو گرفته بودم....دیگران مرا به نبودنت دلداری میدهند،اما نمی دانند نمیشود فراموش کرد کسی ک قرار بود روزی تمام سهم تو از این زندگی شود و دیگر نیس،به چه امیدی بدون تو ادامه دهم،شاید برای بقیه چیزی جز یک تکه گوشت بی جان نبودی اما برای من دنیایم شده بودی،کم کم داشتی صاحب اسم میشدی بهار عمرم،دلم تنگ است برای حس داشتنت برای دوباره دوست داشتنت،دوباره به آغوشم برگرد که نبودنت درد است و این درد توان من را کم کرده......."نوزاد رنگین کمان"منتظرتم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز