2777
2789
عنوان

شك و ترديد

| مشاهده متن کامل بحث + 358 بازدید | 21 پست

قبلا ميتونستم در مورد هر چيزي باهاش حرف بزنم ، در مورد ترسها ، نگراني ها ، برنامه هام در مورد اينده ، ارزوهام حتي درباره رازهام ...

خيلي راحت و دوستانه گوش ميداد 

اما حالا ن ، ي جبهه اي داره ، نميخواد دوستم باشه بشدت شكل شوهرها شده ، تيپيك شوهر . 

از اين ميترسم ك از انعطاف پذيري و دوستانگيمون كم بشه 

زندگي توي ازدواج شكل خيلي خشني داره و بشدت واقعي ميشه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

قبلا ميتونستم در مورد هر چيزي باهاش حرف بزنم ، در مورد ترسها ، نگراني ها ، برنامه هام در مورد اينده ...

دقیقا منم تو این شرایطم

احساس مالکیت شدید پیدامیکنن و میگن حرف حرف من باشه

ولی خودمو وفق دادم من برعکس شما همه چیو میگم بهشون 

که تازه رفتیم زیر یه سقف به جواب برسم از الان بدونم جوابش چیه...البته قلقشو فهمیدمو اونجور که من دلم میخواد جواب میده😉

تمام حرفهایی که زدی کاملا درسته اما نمیشه بخاطر ترس کلا تنهایی پیشه کرد و لذتهایی مثل عشق و مادری رو از خودت دریغ کنی

به نظر من همیشه این دیدگاهتو نگه دار هیچ وقت خونه نشین و محتاج شوهرت نشو چون مردها به محض اینکه بدونن بهشون محتاجی قشنگ رفتارشون عوض میشه 


تمام حرفهایی که زدی کاملا درسته اما نمیشه بخاطر ترس کلا تنهایی پیشه کرد و لذتهایی مثل عشق و مادری رو ...


دقيقا موافقم با شما 

نميدونم چرا دلم ب ازدواج راضي نيس 

من از وقتي عشق حاليم شد ك چيه با شوهرم بودم در واقع كسي بود ك عاشقش شدم  

يني سال اول دانشگاه تا الان  هيچوقت بي هم نبوديم خوشترين لحظات زندگي رو باهم بوديم

دوست ندارم زوال اين عشق رو ببينم 

خيلي از عشقش مطمئنم اما روزمرگي و وضعيت فعلي جامعه ي ما ، دغدغه ي نان و همه و همه ي حس تزلزلي ب ادم ميده 

ادم حس ميكنه نميتونه تو اين جامعه عاشق بمونه

دقيقا موافقم با شما  نميدونم چرا دلم ب ازدواج راضي نيس  من از وقتي عشق حاليم شد ك چيه با ...

حرف تلخیه اما زوال چیزیه که تو گذر زمان می بینی حتی اگه نخوای

تموم عاشقای قصه ها هم قصه اشون با وصال تموم شد یا اگه بهم نرسیدن جاودانه شدن 

مشکل اینه به ماها عشق رو تا قسمت وصال یاد دادن نه بعدش

و این تلخ ترین اتفاق زندگیه 

اما گاهی چیزهایی رو باید داد برای بدست اوردن چیز دیگه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز