تایپیک بغل گفته بودن درباره نوشابه یادخودم افتادم
خونه پدرشوهرم بودم شوهرمم بعد من امد نهار بودیم خواهرشوهرم داشت میاورد نوشابه رو با بطری تکون میداد منم تکون دادم داپم دست پدر شوهرم بنده خدا گمون کرد نوشابه میخواستم من درشو واکرد نوشابه پلمپ بود نصفه شد هممون خیس نوشابه شدیم غذاهامونم نوشابه ریخت روش😂😂😂بعد انداخت گردن من میگف من گفتم زورت نمیرسه گفتم باز کنم😂😂😂