من امروز بجای دستای پدرم دستای داداشمو گرفتم و بوسیدم بابت همه زحمتایی ک برامون کشیده تو این چند سال ازش تشکر کردم
۱۳سالش بود ک رف سرکار همیشه از هر لحاظی پشتمون وایساده نذاشته کمبودی حس کنیم از خوشیاش زده تا ما راحت زندگی کنیم تک تک وسایلای مامانمو عوض کرد بهترین مارک رو براش خرید روز مادر یک کیک با سندو کلید خونه ای ک تازه ساخته رو اورد دادبه مامانم دستاشو بوسید گف دوست ندارم بعد ازدواجم بمونی تو مستاجری بابامم جوریه ک فقد اسمش رومونه ک نگن فلانی یتیمه من همیشه خودمو مدیونش میدونم و هرچقدرم براش جبران کنم بازم کمه الهی بمیرم براش از الان میگه زانوهام درد میکنه بس ک سرپا وایساده😭😔 من مردتر از اون تا بحال مردی ندیدم دور و اطرافم الهی ک خدا بهش عمر طولانی و باعزت بده🙏🙏